هوش مصنوعی: شاعر در این متن از فراق و دوری معشوق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که خیال معشوق مانند هلال در ذهنش نقش بسته است. او از تشنگی و گدایی خود برای دیدار معشوق می‌گوید و آرزو می‌کند که بتواند به وصل معشوق برسد. شاعر همچنین از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و از اینکه معشوق او را خوار می‌شمرد، ناراحت است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کاررفته در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۲۸۳ - شب فراق تو بیرون نمی روم زخیال

شب فراق تو بیرون نمی روم زخیال
خیال روی توام کرده است همچو هلال ۱

به وصل تو مشتاقم آن چنان ای دوست
که تشنگان وگدایان به سیم وآب زلال ۲

مرا به عمر اگر حظ بود بود زآن خط
مرا به زندگی ار حال هست از آن خال ۳

نظر در آئینه کن تا مثال خود بینی
چنان مدان که تو را نیست درزمانه مثال ۴

زچشم می مفروش این قدر نیی خمار
به پشت مشک مکش این همه نیی حمال ۵

بود به چهر تو آثار جلوه مهدی
بود دو چشم تو آشوب و فتنه دجال ۶

نه در فراق تو ماند قرار در دل من
نه باددرخم چنبر نه آب در غربال ۷

چرا ز هجر خود این قدر می کنی خوارم
اگر زلطف مرا خوانده ای بلند اقبال ۸

به عهدمعتمد الدوله نیست اندر فارس
به غیر زلف تو ومن کسی پریشان حال ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۲ - به جمال توگشته دل مایل
گوهر بعدی:شماره ۲۸۴ - مرا به جز غم وحسرت ز عشق یار چه حاصل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.