هوش مصنوعی: این متن شعری است که از غم، حسرت و ناامیدی در عشق و زندگی سخن می‌گوید. شاعر از بیهودگی عشق، مستی و گذر عمر می‌نالد و بیان می‌کند که در این دنیا هیچ دلبری را ندیده که دل نبرده باشد. همچنین، او از بی‌ثباتی اقبال و ناپایداری لذات دنیوی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه همراه با غم و ناامیدی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و ناپایداری زندگی ممکن است برای کودکان سنگین باشد.

شماره ۲۸۴ - مرا به جز غم وحسرت ز عشق یار چه حاصل

مرا به جز غم وحسرت ز عشق یار چه حاصل
به غیر حیرت و غفلت به روزگار چه حاصل ۱

تو رابه نشئه هستی به غیر مرگ چه صرفه
بود ز باده و مستی به جز خمار چه حاصل ۲

گرفتم این که سپردم به دست لاله رخان دل
سوای خون دل و چشم اشکبار چه حاصل ۳

در این دیار ندیدیم دلبری که برد دل
دگر توقف ما اندر این دیار چه حاصل ۴

کسی که سال و مه عمر اوست بهمن ودی مه
چو فرودین رسد وفصل نوبهار چه حاصل ۵

خزان هوا وتماشای باغ داده چه لذت
چو رفت گل ز گلستان ز سیر خار چه حاصل ۶

هر آنکه آمده اقبال او بلندبه عالم
نباشد ارچومن خسته خاکسار چه حاصل ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۳ - شب فراق تو بیرون نمی روم زخیال
گوهر بعدی:شماره ۲۸۵ - یا مشو ازدردعشق ای دل علیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.