هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از شوریدگی و دلدادگی شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر از جدایی و هجران مینالد و آرزوی وصال دارد. او حاضر است برای دیدار معشوق از همه چیز بگذرد و حتی از بهشت هم چشم بپوشد. در پایان، شاعر از پیر و دلخستهای یاد میکند که در غم اوست و آرزو میکند که در بر او بنشیند تا جوان شود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۲۱ - خرم آندم که از این بزم جهان برخیزم
خرم آندم که از این بزم جهان برخیزم
همه جانان شوم و از سر جان برخیزم ۱
سر به زانو همه رندان به عزا بنشینند
من چو درحلقه ایشان ز میان برخیزم ۲
خوش ندارند که من دور شوم از برشان
همه را پایم وناگاه نهان برخیزم ۳
دلبر من به درآید ز درم گر روزی
پی تعظیم چو معنی ز بیان برخیزم ۴
نه چه گفتم که ز بس محو شوم در رخ او
مات خواهم شد واز جا نتوان برخیزم ۵
چون اشارت شود از دوست که ازجا برخیز
گر به دوش است مرا کوه گران برخیزم ۶
خواهد ار یار مرا جای به دوزخ باشد
من به میل دلش از قصر جنان برخیزم ۷
خیزد ازجای چه سان بر سر آتش زیبق
هر دم از هجر رخ دوست چنان برخیزم ۸
گر گذار توبیفتد به مزار من زار
بدرانم کفن و رقص کنان برخیزم ۹
پیر ودلخسته ز غم همچو بلنداقبالم
بنشین در برمن تا که جوان برخیزم ۱۰
همه جانان شوم و از سر جان برخیزم ۱
سر به زانو همه رندان به عزا بنشینند
من چو درحلقه ایشان ز میان برخیزم ۲
خوش ندارند که من دور شوم از برشان
همه را پایم وناگاه نهان برخیزم ۳
دلبر من به درآید ز درم گر روزی
پی تعظیم چو معنی ز بیان برخیزم ۴
نه چه گفتم که ز بس محو شوم در رخ او
مات خواهم شد واز جا نتوان برخیزم ۵
چون اشارت شود از دوست که ازجا برخیز
گر به دوش است مرا کوه گران برخیزم ۶
خواهد ار یار مرا جای به دوزخ باشد
من به میل دلش از قصر جنان برخیزم ۷
خیزد ازجای چه سان بر سر آتش زیبق
هر دم از هجر رخ دوست چنان برخیزم ۸
گر گذار توبیفتد به مزار من زار
بدرانم کفن و رقص کنان برخیزم ۹
پیر ودلخسته ز غم همچو بلنداقبالم
بنشین در برمن تا که جوان برخیزم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۰ - من از فراق توتاچندسوزم وسازم
گوهر بعدی:شماره ۳۲۲ - دل من هست چو عمان دهان شد صدفم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.