هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج دلِ عاشق است که در دام عشق و زلف یار گرفتار شده است. شاعر از بی‌قراری، پریشانی و آزار دل خود سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که از غم هجران رهایی یابد. او تنها به وصل معشوق می‌اندیشد و دیگر هیچ چیز در نظرش ارزشی ندارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد هجران و عشق نافرجام نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۳۲۴ - در خم زلف توتا گشته گرفتار دلم

در خم زلف توتا گشته گرفتار دلم
از پریشانی خودنیست خبردار دلم ۱

تا به عشق تو سروکار دل افتادمرا
شست یکباره دل ودست ز هر کار دلم ۲

بلکه از شربت لعل توشفائی یابد
شده از چشم توچون چشم تو بیمار دلم ۳

دیده تا دیده من طره ورخسار تو را
نیست آسوده دمی از غم و آزار دلم ۴

بی توخارند به چشمم همه گل های چمن
نکند بی رخ تومیل به گلزار دلم ۵

دل سنگین توتا چند نگردد راضی
که شوداز غم هجر تو سبکبار دلم ۶

دلم از بسکه ز هرکس طلبد وصل تو را
درنظرهای خلایق شده بس خوار دلم ۷

خون چرا دادبه چشمم که بریزد به کنار
هم به عشقت نبودمحرم اسرار دلم ۸

تاخبر شد که ز عشق تو بلنداقبالم
شد منادی به همه کوچه وبازار دلم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۳ - گفتم این شور من ازچیست بگفت از نمکم
گوهر بعدی:شماره ۳۲۵ - ای دل آزار مباش از پی آزار دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.