هوش مصنوعی: شاعر از درد فراق و عشق سخن می‌گوید و از هجران و غم شکایت می‌کند. او به دنبال رهایی از این جهان و پیوستن به معشوق است، اما راه دور و توان کم دارد. با این حال، عشق او را به حرکت وامی‌دارد تا همچون مجنون به دنبال لیلی برود. شاعر از اشک و خون و رنج عشق می‌گوید و آرزوی دیدار یار را دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، اشاره به غم و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۳۵۹ - دل به من گوید ز غم کز شهر در هامون رویم

دل به من گوید ز غم کز شهر در هامون رویم
من بدوگویم بیا تا زاینجهان بیرون رویم ۱

هر دوحیرانیم وسرگران به کارخویشتن
راه دور و پای لنگ وتوشه ای نه چون رویم ۲

نیست چون پائی به زانو ره رویم وخون دل
قوت جان سازیم وزاینجا با دل پرخون رویم ۳

بوی لیلی برمشام ما نیامد ز این دیار
تا به هر جائی که لیلی هست چون مجنون رویم ۴

اهل میخانه همه گویند گلگون چهره اند
ما هم آنجا ز اشک خونین با رخ گلگون رویم ۵

بر دردولت سرای یار اگر ندهند بار
صد دلیل آریم ودر پیشش به صدافسون رویم ۶

چون بلند اقبال داردعزم کوی آن صنم
خیز ای دل تاکه ما هم همرهش اکنون رویم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۵۸ - کسی نشدخبر از حال ما که ما چونیم
گوهر بعدی:شماره ۳۶۰ - به که ما دیوانه از عشق پری روئی شویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.