هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و دردهای عاشق اشاره دارد. شاعر از جمال معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق سخن میگوید و از بندهای عشق و رنجهای آن مینالد. همچنین، از پیچیدگیهای راه عشق و ناتوانی در رهایی از آن صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات شعر نیازمند تجربه و شناخت بیشتری از زندگی و عواطف انسانی است.
شماره ۴۲۲ - روبروی آفتاب آئینه بر رو بسته ای
روبروی آفتاب آئینه بر رو بسته ای
یاگرو رخشندگی را با رخ او بسته ای ۱
نیست کس را تاب کاندازد نظر بر آفتاب
برقع از گیسوی خود بیهوده بر روبسته ای ۲
گر ز حنا دلبران سر پنجه رنگین می کنند
تو خضاب از خون دلها تا به بازو بسته ای ۳
رهزنان از یک طرف بندند ره بر کاروان
تو پی تاراج دلها ره ز هر سو بسته ای ۴
از سر کویت به دیگر جای نتوانیم رفت
همچو اشتر بندها ما را به زانو بسته ای ۵
هیچ می دانی پریشان گشته گیسویت چرا
بسکه دلهای پریشان را به گیسو بسته ای ۶
گفتمش اندر برم بنشین بگفتاجای کو
در کنار از اشک چشم از هر طرف جو بسته ای ۷
ز آتش غم ای بلند اقبال اگر سوزی سزد
زآنکه دل بر عشق ترکی آتشین خو بسته ای ۸
یاگرو رخشندگی را با رخ او بسته ای ۱
نیست کس را تاب کاندازد نظر بر آفتاب
برقع از گیسوی خود بیهوده بر روبسته ای ۲
گر ز حنا دلبران سر پنجه رنگین می کنند
تو خضاب از خون دلها تا به بازو بسته ای ۳
رهزنان از یک طرف بندند ره بر کاروان
تو پی تاراج دلها ره ز هر سو بسته ای ۴
از سر کویت به دیگر جای نتوانیم رفت
همچو اشتر بندها ما را به زانو بسته ای ۵
هیچ می دانی پریشان گشته گیسویت چرا
بسکه دلهای پریشان را به گیسو بسته ای ۶
گفتمش اندر برم بنشین بگفتاجای کو
در کنار از اشک چشم از هر طرف جو بسته ای ۷
ز آتش غم ای بلند اقبال اگر سوزی سزد
زآنکه دل بر عشق ترکی آتشین خو بسته ای ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۱ - عجب از روح مجسم بدنی ساخته ای
گوهر بعدی:شماره ۴۲۳ - از چه همچون زلف یار ای دل پریشان گشته ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.