هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر حالات عاشقانه و دلباختگی شاعر است که از عشق و دوری یار رنج میبرد. او خود را اسیر عشق، پریشان و پشیمان توصیف میکند و از آتش حسرت و نگاه فریبنده معشوق سخن میگوید. شاعر همچنین به قربانی شدن خود در راه عشق اشاره میکند و در نهایت، به جستجوی درمان برای درد عشق میپردازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند قربانی شدن و حسرت نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۲۳ - از چه همچون زلف یار ای دل پریشان گشته ای
از چه همچون زلف یار ای دل پریشان گشته ای
همچو من گویا اسیر عشق جانان گشته ای ۱
گوشه گیری داشتی از خلق می بینم کنون
سخت عاشق بر رخ آن سست پیمان گشته ای ۲
بینمت افسرده وپژمرده وزار ونزار
گوئی از کردار وکار خود پشیمان گشته ای ۳
پیش چشم مست دلبر گر نگردیدی کباب
زآتش حسرت چرا اینگونه بریان گشته ای ۴
چشم او دارد ز مژگان لشکر افراسیاب
مرحبا بک هم توگرد زابلستان گشته ای ۵
جان اگر بهر فدای او نمی خواهی چرا
پیش جانان گوسفند عید قربان گشته ای ۶
چون بلنداقبالی ار آسوده دل از درد عشق
پس چرا از هر طرف جویای درمان گشته ای ۷
همچو من گویا اسیر عشق جانان گشته ای ۱
گوشه گیری داشتی از خلق می بینم کنون
سخت عاشق بر رخ آن سست پیمان گشته ای ۲
بینمت افسرده وپژمرده وزار ونزار
گوئی از کردار وکار خود پشیمان گشته ای ۳
پیش چشم مست دلبر گر نگردیدی کباب
زآتش حسرت چرا اینگونه بریان گشته ای ۴
چشم او دارد ز مژگان لشکر افراسیاب
مرحبا بک هم توگرد زابلستان گشته ای ۵
جان اگر بهر فدای او نمی خواهی چرا
پیش جانان گوسفند عید قربان گشته ای ۶
چون بلنداقبالی ار آسوده دل از درد عشق
پس چرا از هر طرف جویای درمان گشته ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۲ - روبروی آفتاب آئینه بر رو بسته ای
گوهر بعدی:شماره ۴۲۴ - دل از بت واز بت پرست اندر کلیسا برده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.