هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنج دوری از معشوق میگوید و بیان میکند که روز و شب برای او با یاد معشوق میگذرد. او عشق به روی و موی معشوق را دلیل روشنایی و تاریکی جهان میداند و از هجران و فراق شکوه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۴۳۵ - دور ازتو فارغ نیستم از درد و تب روز و شبی
دور ازتو فارغ نیستم از درد و تب روز و شبی
از عشق روی ومویتو دارم عجب روز و شبی ۱
خورشید چون آید بودروز و شود شب چون رود
داری ز چهر و طره تو در روز و شب روز وشبی ۲
چون ظلمت ونورجهان باشد ز موی و روی تو
پیدا به عالمگشته است از این سبب روز و شبی ۳
ساغر مرا چشم است ومی خون دل است وناله نی
گر چیده ام درهجر توبزم طرب روز وشبی ۴
گفت ای بلنداقبال من چونی زهجرم گفتمش
دور از تو فارغ نیستم از درد وتب روز و شبی ۵
از عشق روی ومویتو دارم عجب روز و شبی ۱
خورشید چون آید بودروز و شود شب چون رود
داری ز چهر و طره تو در روز و شب روز وشبی ۲
چون ظلمت ونورجهان باشد ز موی و روی تو
پیدا به عالمگشته است از این سبب روز و شبی ۳
ساغر مرا چشم است ومی خون دل است وناله نی
گر چیده ام درهجر توبزم طرب روز وشبی ۴
گفت ای بلنداقبال من چونی زهجرم گفتمش
دور از تو فارغ نیستم از درد وتب روز و شبی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۴ - دارد آن مه نه همی چشم سیاه عجبی
گوهر بعدی:شماره ۴۳۶ - دلبر ما را به حال ما اگر بود التفاتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.