هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دلبستگی به معشوق و غمهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از بتپرستی نمادین، غمهای عشق، و افتادن در دریای عشق مانند ماهی صحبت میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند مستی، بیخبری از عهد الستی، و مقایسههای شاعرانه مانند زلف معشوق و شستن اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات نمادین مانند بتپرستی نیاز به درک ادبی و فرهنگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
شماره ۴۴۱ - نه چون چشم تو دیدم چشم مستی
نه چون چشم تو دیدم چشم مستی
نه همچون پشت دستت پشت دستی ۱
سوی بتخانه گر افتد گذارت
کندکی بت پرستی بت پرستی ۲
کند درعشقت ار کس نیست خود را
نپندارد به عالم هست هستی ۳
به بحر عشقت افتادم چوماهی
که تا زلفت مرا گیرد چو شستی ۴
غمت کی شد قبول اندر الستم
خبر کی دارم از عهد الستی ۵
به غیر از باده و ساغر ندیدم
که بدهد لشکر غم را شکستی ۶
بلند اقبالم اما نیست چون من
به عالم پست پست پستی ۷
نه همچون پشت دستت پشت دستی ۱
سوی بتخانه گر افتد گذارت
کندکی بت پرستی بت پرستی ۲
کند درعشقت ار کس نیست خود را
نپندارد به عالم هست هستی ۳
به بحر عشقت افتادم چوماهی
که تا زلفت مرا گیرد چو شستی ۴
غمت کی شد قبول اندر الستم
خبر کی دارم از عهد الستی ۵
به غیر از باده و ساغر ندیدم
که بدهد لشکر غم را شکستی ۶
بلند اقبالم اما نیست چون من
به عالم پست پست پستی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۰ - چه شد که مه بریدی وعهد بشکستی
گوهر بعدی:شماره ۴۴۲ - گفتم به لاله داغ به دل بهر کیستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.