هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از شکست عهد و پیمان، بی وفایی و رنجش ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از رفتار ناعادلانه و سنگدلانه معشوق شکایت دارد و به سرنوشت بد خود مینالد. همچنین، اشارهای به گذرا بودن زندگی و مرگ دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق، ناامیدی و اشاره به مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد.
شماره ۴۴۰ - چه شد که مه بریدی وعهد بشکستی
چه شد که مه بریدی وعهد بشکستی
مرا به بند ببستی خود از میان جستی ۱
زنی به ساغر ما سنگ و بر رخ ما چنگ
تو را به ما سر جنگ است یا که بدمستی ۲
گناه سستی بخت من است بسکه چنین
توسخت دل دل آزرده مرا خستی ۳
من آنچه گفتم وگویم خلاف نیست در آن
تو هر چه عهد ببستی نبسته بشکستی ۴
توچون به چشم ودلت نیست بخشش وهمت
اگر به دولت قارون رسی تهی دستی ۵
مگر نه ما و تو را راه مرگ در پیش است
بگیر توشه ای از بهر راه تا هستی ۶
دلا که گفته نهی نام خود بلند اقبال
تو کاین چنین ز غم هجر آن صنم پستی ۷
مرا به بند ببستی خود از میان جستی ۱
زنی به ساغر ما سنگ و بر رخ ما چنگ
تو را به ما سر جنگ است یا که بدمستی ۲
گناه سستی بخت من است بسکه چنین
توسخت دل دل آزرده مرا خستی ۳
من آنچه گفتم وگویم خلاف نیست در آن
تو هر چه عهد ببستی نبسته بشکستی ۴
توچون به چشم ودلت نیست بخشش وهمت
اگر به دولت قارون رسی تهی دستی ۵
مگر نه ما و تو را راه مرگ در پیش است
بگیر توشه ای از بهر راه تا هستی ۶
دلا که گفته نهی نام خود بلند اقبال
تو کاین چنین ز غم هجر آن صنم پستی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۹ - کند زلف تو گاهی سرکشی گه می کند پستی
گوهر بعدی:شماره ۴۴۱ - نه چون چشم تو دیدم چشم مستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.