هوش مصنوعی: این متن یک گفتگوی شاعرانه و عرفانی است که در آن دو طرف درباره عشق، درد دل، و جستجوی معنوی صحبت می‌کنند. سوالاتی درباره هویت، عشق، و رنج‌های عاطفی مطرح می‌شود و پاسخ‌ها اغلب مبهم و پر از معانی نمادین هستند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و رنج‌های معنوی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۴۴۲ - گفتم به لاله داغ به دل بهر کیستی

گفتم به لاله داغ به دل بهر کیستی
گفت از برای دوست مگر خود تو نیستی ۱

گفتم مگر که دوست چه کرده است با دلت
گفتا که مطلبت چه وجویای چیستی ۲

گفتم که سرخ چهره ای از خون دل چرا
گفتا توزرد چهره ز اندوه کیستی ۳

گفتم که از چمن ز چه ناگه روی برون
گفتا مگر تو در چمن خود بزیستی ۴

گفتم به حال بنده بباید گریستن
گفتا به میل خواجه مگر ننگریستی ۵

گفتم چو غنچه خنده نصیب دل که شد
گفتا نصیب آنکه دمادم گریستی ۶

گفتم چگونه می شود اقبال من بلند
گفتا به پای سعی وطلب گر بایستی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴۱ - نه چون چشم تو دیدم چشم مستی
گوهر بعدی:شماره ۴۴۳ - ای دل چنین در تاب و تب از عشق روی کیستی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.