هوش مصنوعی:
این شعر از زبان عاشقی بیان میشود که از بیتوجهی و بیوفایی معشوق شکایت دارد. شاعر احساس میکند معشوق او را رها کرده و به دشمنان پیوسته است. او از نبود محبت و لطف معشوق گله میکند و اشاره میکند که معشوق با رفتارش باعث رنجش او شده است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق او پایدار است، حتی اگر معشوق او را نادیده بگیرد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شکایت از بیوفایی و رنجش عاطفی نیاز به بلوغ احساسی دارد.
شماره ۴۴۸ - ای دوست که ترک دوستان کردی
ای دوست که ترک دوستان کردی
تاچندبه کام دشمنان گردی ۱
ازما ز چه بی گنه برنجیدی
آخر ز چه بی سبب بیازردی ۲
هرگز لطفی به ما نفرمودی
گاهی یادی ز ما نیاوردی ۳
از طره وخال خودپی صیدم
افشاندی دانه دام گستردی ۴
گفتم دهن تو کونگفتی هیچ
گفتا که مرا به هیچ بشمردی ۵
تو مونس جسم وراحت جانی
تومرهم زخم و داروی دردی ۶
مهرت رود از دلم رود هر گاه
شوری ز نمک ز زعفران زردی ۷
انکار مکن که از لب لعلت
پیداست که خون عاشقان خوردی ۸
پیوسته به عشق تو دلم من چون
آتش با گرمی آب با سردی ۹
برجور نگار ای بلند اقبال
کردی غلط ار به جز وفا کردی ۱۰
کس در قدم نگار دلبندش
گر جان ندهد بوی ز نامردی ۱۱
تاچندبه کام دشمنان گردی ۱
ازما ز چه بی گنه برنجیدی
آخر ز چه بی سبب بیازردی ۲
هرگز لطفی به ما نفرمودی
گاهی یادی ز ما نیاوردی ۳
از طره وخال خودپی صیدم
افشاندی دانه دام گستردی ۴
گفتم دهن تو کونگفتی هیچ
گفتا که مرا به هیچ بشمردی ۵
تو مونس جسم وراحت جانی
تومرهم زخم و داروی دردی ۶
مهرت رود از دلم رود هر گاه
شوری ز نمک ز زعفران زردی ۷
انکار مکن که از لب لعلت
پیداست که خون عاشقان خوردی ۸
پیوسته به عشق تو دلم من چون
آتش با گرمی آب با سردی ۹
برجور نگار ای بلند اقبال
کردی غلط ار به جز وفا کردی ۱۰
کس در قدم نگار دلبندش
گر جان ندهد بوی ز نامردی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۷ - گفتی دهمت بوسی ودیدی که ندادی
گوهر بعدی:شماره ۴۴۹ - گشودی زلف مشک افشان جهان رامشکبو کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.