هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از گفتوگو با عشق و عقل میگوید و از درد فراق و دلشکستگی سخن میراند. او عشق را راهنمای خود میداند و از تأثیرات عمیق آن بر روح و جسم خود مینویسد. همچنین، به اهمیت پند گرفتن از خردمندان اشاره میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵۳ - گفتم ای عشق ده مرا پندی
گفتم ای عشق ده مرا پندی
گفت ازعقل شوبری چندی ۱
گفتمش با شکسته دل چکنم
گفت او را بده به دلبندی ۲
شد تنم همچو کاه و یار از غم
بار من کرده کوه الوندی ۳
نبرد نام کس دگر ز نبات
زند آن شوخ اگر شکر خندی ۴
«گر به تیغم برند بنداز بند»
به کسم نیست جز تو پیوندی ۵
مادر ار حورشد پدر غلمان
که نیارند چون تو فرزندی ۶
گر که خواهی شوی بلنداقبال
گوش کن پند هر خردمندی ۷
گفت ازعقل شوبری چندی ۱
گفتمش با شکسته دل چکنم
گفت او را بده به دلبندی ۲
شد تنم همچو کاه و یار از غم
بار من کرده کوه الوندی ۳
نبرد نام کس دگر ز نبات
زند آن شوخ اگر شکر خندی ۴
«گر به تیغم برند بنداز بند»
به کسم نیست جز تو پیوندی ۵
مادر ار حورشد پدر غلمان
که نیارند چون تو فرزندی ۶
گر که خواهی شوی بلنداقبال
گوش کن پند هر خردمندی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۲ - خواستم بینم رخت را لن ترانی گوشدی
گوهر بعدی:شماره ۴۵۴ - زنی از غمزه ای شوخ ار به نیشکر شکرخندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.