هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجی که از معشوق متحمل شده، سخن میگوید. او از بیوفایی و جفای معشوق شکایت دارد و از این که دل و دینش را برده است، گلایه میکند. همچنین، شاعر به طنز از حیلهگری و سحر معشوق یاد میکند و در نهایت از سنگدلی او مینالد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و طنزهای ظریف نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارد.
شماره ۴۵۹ - بینم ای ترک عجب خونخواری
بینم ای ترک عجب خونخواری
خود بگو بار منی یا یاری ۱
دلم ازدست توخون شد به برم
بسکه بد عهد وجفا کرداری ۲
مشک نارند زتاتار به فارس
که تواز طره دوصدتاتاری ۳
بردی ازیک نگه ازمن دل ودین
بوالعجب حیله گر وسحاری ۴
نیستی از چه نگهدار دلم
آخر ای سنگدل ار دلداری ۵
عهدکردی که به مستی دهمت
بوسه ای هر چه کنم هشیاری ۶
پرسی از حال دلم دل ز کفم
تو ربودی چه عجب عیاری ۷
خود بگو بار منی یا یاری ۱
دلم ازدست توخون شد به برم
بسکه بد عهد وجفا کرداری ۲
مشک نارند زتاتار به فارس
که تواز طره دوصدتاتاری ۳
بردی ازیک نگه ازمن دل ودین
بوالعجب حیله گر وسحاری ۴
نیستی از چه نگهدار دلم
آخر ای سنگدل ار دلداری ۵
عهدکردی که به مستی دهمت
بوسه ای هر چه کنم هشیاری ۶
پرسی از حال دلم دل ز کفم
تو ربودی چه عجب عیاری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۸ - اگر از زلف تودر دست من افتد تاری
گوهر بعدی:شماره ۴۶۰ - نگرددماه نوطالع گر از رخ پرده برداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.