هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد دل و رنجهای عاشقانه میگوید. او از بیتوجهی معشوق و نادیده گرفته شدن احساساتش شکایت دارد و تفاوت میان دوست و دشمن را در نظر نگرفتن معشوق میداند. همچنین، او به مستی و عیاشی معشوق اشاره میکند و از این که دیگران را غافل و ناآگاه میپندارد، گله میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و عیاشی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۴۷۸ - نه مایلی به چه رنجش که یار ما باشی
نه مایلی به چه رنجش که یار ما باشی
چرا به زخم دل ماهمی نمک پاشی ۱
به دهر چون تونشددلبری بهعیاری
به شهر چونتوندیدم بتی به قلاشی ۲
شبان هجر مرا کرده ای به غم همدم
توخود نشسته به می خوردنی وعیاشی ۳
زچشم مست تو می خوردن توفاش بود
تو را گمان همه خلقند غافل وناشی ۴
تفاوتی نگذاری میان دشمن ودوست
هزار فرق زفیروزه است تاکاشی ۵
خیال رویتو خوش نقش بسته در دل ما
به منزل تو نکوکرده ایم نقاشی ۶
بلندتر شود از هر شهی مرا اقبال
به کوی خویش گماری گرم به فراشی ۷
چرا به زخم دل ماهمی نمک پاشی ۱
به دهر چون تونشددلبری بهعیاری
به شهر چونتوندیدم بتی به قلاشی ۲
شبان هجر مرا کرده ای به غم همدم
توخود نشسته به می خوردنی وعیاشی ۳
زچشم مست تو می خوردن توفاش بود
تو را گمان همه خلقند غافل وناشی ۴
تفاوتی نگذاری میان دشمن ودوست
هزار فرق زفیروزه است تاکاشی ۵
خیال رویتو خوش نقش بسته در دل ما
به منزل تو نکوکرده ایم نقاشی ۶
بلندتر شود از هر شهی مرا اقبال
به کوی خویش گماری گرم به فراشی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۷ - گمان مکن که اگر بد کند کسی به کسی
گوهر بعدی:شماره ۴۷۹ - تو راکه گفته ندانم که این چنین باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.