هوش مصنوعی:
در این متن، تاک به بلبل نصیحت میکند که گل زیبایی گلستان است و بدون گل، گلستان ناقص خواهد بود. سپس از فاخته انتقاد میکند که چرا مانند افراد نادان و بیادب رفتار میکند و به دنبال پاسخهای بیجا است. تاک تأکید میکند که عاشق واقعی باید از نظر ظاهری کور و از گفتار بینیاز باشد و به جای فضولی، محو دیدار معشوق شود.
رده سنی:
14+
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
بخش ۲۰ - نصیحت کردن تاک به بلبل
به بلبل نصیحت کنان گفت تاک
که گشتم ز کار تو اندوهناک ۱
صفای گلستان ما ازگل است
گلستان ما را بها از گل است ۲
گل امروز زیب گلستان بود
گل ار نیست عیب گلستان بود ۳
چرا فاخته زد چنین گول تو
چرا اندر این راه شد غول تو ۴
بود فاخته از دل ودیده کور
نمی باشد او را شعیری شعور ۵
نمی بیند او سرو خود را به باغ
که کو کو همی می زند در سراغ ۶
تو گر عاشقی کور شو ازنظر
توگرعاشقی لال می باش و کر ۷
تو گرعاشقی محو دیدار باش
توگر عاشقی نقش دیوار باش ۸
ندانسته ای این که هر بی ادب
رسد هر دم از درد جانش به لب ۹
چرا بی ادب باشی و یاوه گو
فضولی نمائی چرا پیش او ۱۰
توکردی به گل از چه چون وچرا
کنون من چه گویم در این ماجرا ۱۱
که گشتم ز کار تو اندوهناک ۱
صفای گلستان ما ازگل است
گلستان ما را بها از گل است ۲
گل امروز زیب گلستان بود
گل ار نیست عیب گلستان بود ۳
چرا فاخته زد چنین گول تو
چرا اندر این راه شد غول تو ۴
بود فاخته از دل ودیده کور
نمی باشد او را شعیری شعور ۵
نمی بیند او سرو خود را به باغ
که کو کو همی می زند در سراغ ۶
تو گر عاشقی کور شو ازنظر
توگرعاشقی لال می باش و کر ۷
تو گرعاشقی محو دیدار باش
توگر عاشقی نقش دیوار باش ۸
ندانسته ای این که هر بی ادب
رسد هر دم از درد جانش به لب ۹
چرا بی ادب باشی و یاوه گو
فضولی نمائی چرا پیش او ۱۰
توکردی به گل از چه چون وچرا
کنون من چه گویم در این ماجرا ۱۱
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۱
۲۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۹ - شرح حال گفتن بلبل به تاک
گوهر بعدی:بخش ۲۱ - شفیع کردن بلبل تاک را نزد گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.