هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دلتنگی و غم خود میگوید و از عشق ناکام و مشکلات زندگی شکایت دارد. او احساس میکند که تنهاست و کسی درد او را درک نمیکند. با این حال، امیدوار است که سخنانش نزد اهل فن مقبول افتد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و وجود اندوه و ناامیدی در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۲ - بی سبب نیست که تنگ است دل غافل من
بی سبب نیست که تنگ است دل غافل من
دستبردی زده آن غنچه دهان بر دل من ۱
زلفش از کارم اگر عقده گشائی نکند
من بر آنم که کسی حل نکند مشکل من ۲
حاصلی گر بنظر میرسد از عمر منت
باری ای آتش غم آن تو و این حاصل من ۳
هست تا شعله ی آهم، برو ای پرتو ماه
نیست محتاج چراغ دگر محفل من ۴
من یکی زنده دل و خلق جهان مرده پرست
نیست جای عجب ار نیست کسی مایل من ۵
خجلت مال نبودن کشدم در بر دزد
که تهی دست چرا می رود از منزل من؟ ۶
(صابر) امید که در انجمن افتد مقبول
نزد ارباب سخن گفتهٔ ناقابل من ۷
دستبردی زده آن غنچه دهان بر دل من ۱
زلفش از کارم اگر عقده گشائی نکند
من بر آنم که کسی حل نکند مشکل من ۲
حاصلی گر بنظر میرسد از عمر منت
باری ای آتش غم آن تو و این حاصل من ۳
هست تا شعله ی آهم، برو ای پرتو ماه
نیست محتاج چراغ دگر محفل من ۴
من یکی زنده دل و خلق جهان مرده پرست
نیست جای عجب ار نیست کسی مایل من ۵
خجلت مال نبودن کشدم در بر دزد
که تهی دست چرا می رود از منزل من؟ ۶
(صابر) امید که در انجمن افتد مقبول
نزد ارباب سخن گفتهٔ ناقابل من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - تو را گر هست واجب بهر قتل من کمر بستن
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - صلح در هر جا نهد پا، میرود جنگ از میان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.