هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق، غم، زیبایی معشوق و مفاهیمی مانند ظلمت و روشنایی سخن می‌گوید. شاعر از دل‌سوزی، ناله‌های عاشقانه و اسارت دل در غمزه‌های معشوق می‌گوید و از مفاهیمی مانند کعبه، پروین و ساقی نیز استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۱۱ - ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را

ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را
که این ظلمت فزاید روشنایی چشم خونین را ۱

ز عشق روی او شد دل اسیر غمزهٔ چشمش
چو در گلشن به چنگ افتد کبوتر بچه شاهین را ۲

پریشان هر زمان گیسو به رخسار عرقناکش
تماشا خوش بود شب در کنار ماه، پروین را ۳

ز مژگان تو ویران گشت دل زان رو همی نالم
که چندین رخنه کرده است این کج آیین، کعبه ی دین را ۴

به هر چشمی ازان چون کوه کن، من جوی خون دانم
که بر شکرلبان خسرو نه بینم جز تو شیرین را ۵

همی سوزم همی نالم گه زا دل گاه از دلبر
بگو مطرب، کجا ساقی دوای جان غمگین را ۶

نسب از کله ی جم دارد، از روی ادب پر کن
به چشم کم مبین ساقی تو این جام سفالین را ۷

«وفایی» جز خدا بینی به کوی می کشان نبود
ز سیر طوف این گلشن چه حاجت چشم خودبین را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰ - آن روز کزان طره به رخ بست شکن را
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.