هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن میگوید و از معشوق خود میخواهد که به او توجه کند. او از درد فراق و آرزوی وصال میگوید و خود را به عنوان عاشقی وفادار معرفی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'بریزی خونم' و 'خنجر ناز به دل زن' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۶۵ - بی تو ای دوست ندانی که چه گویم چونم
بی تو ای دوست ندانی که چه گویم چونم
به جمال تو که چون سوخت در و بیرونم ۱
جلوه ای کن به من و شمع وجودم بردار
وعده ی وصل من آن است بریزی خونم ۲
جانم آزاد کن از واهمه ی وصل و فراق
دست من آر تو در گردن خود یا خونم ۳
من ندانم که ز زلف تو رهایی طلبم
گر ز زنجیر تو سرباز کشم مجنونم ۴
مرد میدان جفای تو «وفایی» است، بیا
خنجر ناز به دل زن که به جان ممنونم ۵
به جمال تو که چون سوخت در و بیرونم ۱
جلوه ای کن به من و شمع وجودم بردار
وعده ی وصل من آن است بریزی خونم ۲
جانم آزاد کن از واهمه ی وصل و فراق
دست من آر تو در گردن خود یا خونم ۳
من ندانم که ز زلف تو رهایی طلبم
گر ز زنجیر تو سرباز کشم مجنونم ۴
مرد میدان جفای تو «وفایی» است، بیا
خنجر ناز به دل زن که به جان ممنونم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴ - ای آفت دل بلای جانم!
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - السلام ای باغ رویت «جنت المأوا» ی من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.