هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از احساسات عمیق و عاشقانه سخن میگوید. شاعر از غم و اندوه عشق، انتظار و ناامیدی، و تلاش بیثمر در دریای عشق صحبت میکند. همچنین، به رفتارهای غیرمنطقی و دیوانهوار عاشق اشاره میکند که مانند گردباد سرگردان است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۱ - کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا
کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا
گر بدو گویند بر در کیست، گوید آشنا ۱
چیست باز این زود رفتن یا چنین دیر آمدن
بعد عمری کامدی بنشین زمانی پیش ما ۲
چون نمیآید به ساحل غرقهٔ دریای عشق
میزند بیهوده از بهر چه چندین دست و پا ۳
گفتهای هر جا که میبینم فلان را میکشم
خوش نویدی دادهای اما نمیآری بجا ۴
چهره خاک آلود وحشی میرسد چون گرد باد
از کجا میآید این دیوانهٔ سر در هوا ۵
گر بدو گویند بر در کیست، گوید آشنا ۱
چیست باز این زود رفتن یا چنین دیر آمدن
بعد عمری کامدی بنشین زمانی پیش ما ۲
چون نمیآید به ساحل غرقهٔ دریای عشق
میزند بیهوده از بهر چه چندین دست و پا ۳
گفتهای هر جا که میبینم فلان را میکشم
خوش نویدی دادهای اما نمیآری بجا ۴
چهره خاک آلود وحشی میرسد چون گرد باد
از کجا میآید این دیوانهٔ سر در هوا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۶۴۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰ - ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را
گوهر بعدی:غزل ۲۲ - صد حیف از محبت بیش از قیاس ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.