هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی-عاشقانه به توصیف عشق حقیقی و ایثار در راه معشوق میپردازد. شاعر با اشاره به مفاهیمی مانند فداکاری، گذشت از خود و عشق بیشائبه، به ویژه با تمثیلهایی از حضرت امام حسین (ع) و واقعه کربلا، عمق عشق و ایثار را به تصویر میکشد. همچنین، شعر بر اهمیت دوری از راحتیهای دنیوی و پذیرش رنج در راه عشق تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی، اشاره به وقایع تاریخی مانند کربلا، و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این محتوا更适合 افرادی که دارای دانش ادبی و تاریخی پایهای هستند.
بند هفتم - عشق آن بود، که از تو تویی را به در کند
عشق آن بود، که از تو تویی را به در کند
ویرانه ی وجود تو زیر و زبر کند ۱
عشق آن بود، که هرکه بدان گشت سربلند
بر نیزه سر نماید و با نیزه سر کند ۲
عشق آن بود، که تشنه ی دیدار یار را
حنجر زآب خنجر فولاد تر کند ۳
عاشق کسی بود، که به دوران عاشقی
بر خود حدیث عیش جهان مختصر کند ۴
هرکس که در زمانه شود دردمند عشق
از راحت زمانه به کلّی حذر کند ۵
در باغ جان هر آنکه نشاند نهال غم
نبود غمش که خشک شود یا ثمر کند ۶
عاشق به جز حسین علی کیست در جهان
کز بهر دوست از همه عالم گذر کند ۷
کو چون حسین آنکه زسودای عاشقی
نه شادمان به نفع و نه خوف از ضرر کند ۸
کو چون حسین آنکه به میدان امتحان
جانان هر آنچه گویدش او بیشتر کند ۹
حق خواهدش که تن به خدنگ بلا، دهد
او جان و تن به تیر بلایش سپر کند ۱۰
از خود گذشته اکبر از جان عزیزتر
در راه دوست داده و ترک پسر کند ۱۱
ای من غلام همّت والای آن شهی
کز ممکنات یکسره قطع نظر کند ۱۲
هم خواهران و دخترکانش دهد اسیر
هم کودکان خورد نشان قدر کند ۱۳
از نینوا، به کوفه و از کوفه تا به شام
رأس بریده با حرم خود سفر کند ۱۴
برتر بود ز عرش علا خاک کربلا
نازم به عشق او که به خاک این اثر کند ۱۵
بهتر بود ز آب بقا خاک درگهش
خضر نبی کجاست که خاکی به سر کند ۱۶
گفتی که چهره سرخ «وفایی» کند ز عشق
آری کند ولیک ز خون جگر کند ۱۷
ویرانه ی وجود تو زیر و زبر کند ۱
عشق آن بود، که هرکه بدان گشت سربلند
بر نیزه سر نماید و با نیزه سر کند ۲
عشق آن بود، که تشنه ی دیدار یار را
حنجر زآب خنجر فولاد تر کند ۳
عاشق کسی بود، که به دوران عاشقی
بر خود حدیث عیش جهان مختصر کند ۴
هرکس که در زمانه شود دردمند عشق
از راحت زمانه به کلّی حذر کند ۵
در باغ جان هر آنکه نشاند نهال غم
نبود غمش که خشک شود یا ثمر کند ۶
عاشق به جز حسین علی کیست در جهان
کز بهر دوست از همه عالم گذر کند ۷
کو چون حسین آنکه زسودای عاشقی
نه شادمان به نفع و نه خوف از ضرر کند ۸
کو چون حسین آنکه به میدان امتحان
جانان هر آنچه گویدش او بیشتر کند ۹
حق خواهدش که تن به خدنگ بلا، دهد
او جان و تن به تیر بلایش سپر کند ۱۰
از خود گذشته اکبر از جان عزیزتر
در راه دوست داده و ترک پسر کند ۱۱
ای من غلام همّت والای آن شهی
کز ممکنات یکسره قطع نظر کند ۱۲
هم خواهران و دخترکانش دهد اسیر
هم کودکان خورد نشان قدر کند ۱۳
از نینوا، به کوفه و از کوفه تا به شام
رأس بریده با حرم خود سفر کند ۱۴
برتر بود ز عرش علا خاک کربلا
نازم به عشق او که به خاک این اثر کند ۱۵
بهتر بود ز آب بقا خاک درگهش
خضر نبی کجاست که خاکی به سر کند ۱۶
گفتی که چهره سرخ «وفایی» کند ز عشق
آری کند ولیک ز خون جگر کند ۱۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۷
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند ششم - بیا به دانه ی اشک این زمان معامله کن
گوهر بعدی:بند هشتم - چون شهسوار عشق به دست بلا رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.