هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی-مذهبی با محوریت امام حسین (ع) و واقعه کربلا سروده شده است. شاعر از مخاطب میخواهد که با گریه بر مصائب امام حسین (ع)، دل را پاک کند و به عشق او متعهد باشد. متن بر اهمیت اشک بر حسین، یادآوری فداکاریهای او و پیوند عاشقانه با اهل بیت تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی، اشاره به وقایع تاریخی مانند کربلا و استفاده از استعارههای پیچیده، درک این متن را برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار میسازد.
بند ششم - بیا به دانه ی اشک این زمان معامله کن
بیا به دانه ی اشک این زمان معامله کن
به ماتم شه دین پای دل پر آبله کن ۱
به روز حشر که هر کرده را دهند جزا
اگر بهشت ندادندت از حسین گله کن ۲
مگو بهشت کجا ما کجا و شاه کجا
بریز اشک روان یکدو روز حوصله کن ۳
ولی نه شرط محبّت بود که بهر حسین
بگویمت به بهشت اشک خود مبادله کن ۴
بریز اشک و مخواه از حسین غیر حسین
زهرچه دل به حسین بند و خویش یکدله کن ۵
گرت ز هر مژه خون قطره قطره جاری نیست
نظر به خنجر و شمر و به تیر حرمله کن ۶
ز یاد، می نرود چون حسین به زینب گفت
ز موی خویش تو درپای صبر سلسله کن ۷
شوی چو مرحله پیما به سوی کوفه و شام
تو خویش قافله سالار اهل قافله کن ۸
بلامبین و ولا را ببین که حضرت دوست
به خون بهاست تو خود دیده باز بر صله کن ۹
کنونکه کعبه ی مقصود کبریا شده ایم
صفای حق بنگر با نشاط هروله کن ۱۰
به گوش جان حسین ناگهان رسید پیام
که زودتر، به لقا کوش و ترک مشغله کن ۱۱
گذشت وقت زوال و رسید وقت بقا
تو جان خویش به جانان خود معامله کن ۱۲
که ما از آنِ تو هستیم و خونبهای توایم
تو هرچه خواهی در کار ما مداخله کن ۱۳
«وفایی» آنچه نوشتی تو در صحیفه ی عمر
به غیر صفحه ی عشقش تمام باطله کن ۱۴
به ماتم شه دین پای دل پر آبله کن ۱
به روز حشر که هر کرده را دهند جزا
اگر بهشت ندادندت از حسین گله کن ۲
مگو بهشت کجا ما کجا و شاه کجا
بریز اشک روان یکدو روز حوصله کن ۳
ولی نه شرط محبّت بود که بهر حسین
بگویمت به بهشت اشک خود مبادله کن ۴
بریز اشک و مخواه از حسین غیر حسین
زهرچه دل به حسین بند و خویش یکدله کن ۵
گرت ز هر مژه خون قطره قطره جاری نیست
نظر به خنجر و شمر و به تیر حرمله کن ۶
ز یاد، می نرود چون حسین به زینب گفت
ز موی خویش تو درپای صبر سلسله کن ۷
شوی چو مرحله پیما به سوی کوفه و شام
تو خویش قافله سالار اهل قافله کن ۸
بلامبین و ولا را ببین که حضرت دوست
به خون بهاست تو خود دیده باز بر صله کن ۹
کنونکه کعبه ی مقصود کبریا شده ایم
صفای حق بنگر با نشاط هروله کن ۱۰
به گوش جان حسین ناگهان رسید پیام
که زودتر، به لقا کوش و ترک مشغله کن ۱۱
گذشت وقت زوال و رسید وقت بقا
تو جان خویش به جانان خود معامله کن ۱۲
که ما از آنِ تو هستیم و خونبهای توایم
تو هرچه خواهی در کار ما مداخله کن ۱۳
«وفایی» آنچه نوشتی تو در صحیفه ی عمر
به غیر صفحه ی عشقش تمام باطله کن ۱۴
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۴
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند پنجم - بر زخمهای پیکرت ار، اشک مرهم است
گوهر بعدی:بند هفتم - عشق آن بود، که از تو تویی را به در کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.