هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه، بیانگر وابستگی و عشق شاعر به معشوق (که میتواند خدا، معشوق زمینی یا مرشد معنوی باشد) است. شاعر خود را گدای معشوق میداند و از هشت سال اقامت در کوی او سخن میگوید. او از فنا شدن در وجود معشوق و پر شدن از صدای او میگوید و تأکید میکند که جز هوای معشوق، هیچ هوایی در سر ندارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۲۴ - ما در این شهر گداییم و گدای خودتیم
ما در این شهر گداییم و گدای خودتیم
به تو وارد شده نازل به فنای خودتیم ۱
ما که وارد، به تو هستیم چه اینجا چه به حشر
هرکجا پای حساب است به پای خودتیم ۲
عجب است از کرمت گر ندهی ما را جای
زانکه مهمان رسیده به سرای خودتیم ۳
بگسستیم دل از سلسله ی زلف بتان
تا که در سلسله ی مهر و وفای خودتیم ۴
هشت سال است که در کوی تو هستیم مقیم
خود تو دانی که به امّید عطای خودتیم ۵
ماسگ کوی تو هستیم همین ما را بس
که سگ قنبر و بر درب سرای خودتیم ۶
بر سگان فخر کند گر سگ اصحاب رقیم
ما بر او فخر که در کهف ولای خودتیم ۷
آن چنان پُر، ز وجودت شده اجزای وجود
که به هر عضو چو، نی پر ز صدای خودتیم ۸
جز هوای تو هوایی نبود در سر ما
به سرت گر برود سر، به هوای خودتیم ۹
به «وفایی» غم بی برگ و نوایی مپسند
که ستایشگر پر شور و نوای خودتیم ۱۰
به تو وارد شده نازل به فنای خودتیم ۱
ما که وارد، به تو هستیم چه اینجا چه به حشر
هرکجا پای حساب است به پای خودتیم ۲
عجب است از کرمت گر ندهی ما را جای
زانکه مهمان رسیده به سرای خودتیم ۳
بگسستیم دل از سلسله ی زلف بتان
تا که در سلسله ی مهر و وفای خودتیم ۴
هشت سال است که در کوی تو هستیم مقیم
خود تو دانی که به امّید عطای خودتیم ۵
ماسگ کوی تو هستیم همین ما را بس
که سگ قنبر و بر درب سرای خودتیم ۶
بر سگان فخر کند گر سگ اصحاب رقیم
ما بر او فخر که در کهف ولای خودتیم ۷
آن چنان پُر، ز وجودت شده اجزای وجود
که به هر عضو چو، نی پر ز صدای خودتیم ۸
جز هوای تو هوایی نبود در سر ما
به سرت گر برود سر، به هوای خودتیم ۹
به «وفایی» غم بی برگ و نوایی مپسند
که ستایشگر پر شور و نوای خودتیم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳ - سینه دریای من و لشگر غم امواجم
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - فکنده زلف تو در کار دل هزار گره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.