هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از درد دل و گرفتاری‌های عشق می‌گوید. او از زلف یار و گره‌های آن به عنوان نمادی از پیچیدگی‌های عشق یاد می‌کند و از یار می‌خواهد که این گره‌ها را بگشاید. شاعر همچنین از درد فراق و نیاز به درمان دل شکسته سخن می‌گوید و در نهایت، عشق و فداکاری در راه معشوق را ستایش می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و دل‌شکستگی نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارد.

شماره ۲۵ - فکنده زلف تو در کار دل هزار گره

فکنده زلف تو در کار دل هزار گره
دگر مزن تو بر ابروی فتنه بار گره ۱

گشای کاکل مشکین و کار دل بگشای
مزن به رشته ی عمر من ای نگار گره ۲

نسیم باد صبا، تار زلف چین ترا
گشوده و زده بر نافه ی تتار گره ۳

نوای چنگ و ربابم نمی گشاید دل
گشای مطرب مجلس زتارِ تار گره ۴

علاج درد دلم را چه می کنی امروز
من اوفتاده به کارم زسال پار گره ۵

سر قرابه ی می باز کن تو ای ساقی
گشای از دل مستان ذوالخمار گره ۶

گره به رشته ی جان اوفتاده بود زدل
چو خون شد از غم او باز شد زکار گره ۷

فدای همّت آن عاشقی که در ره دوست
کند چو گریه فتد در گلوی یار گره ۸

«وفایی» از همه عالم بُرید و بست به دوست
زده است رشته ی الفت به زلف یار گره ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴ - ما در این شهر گداییم و گدای خودتیم
گوهر بعدی:شماره ۲۶ - خیل مژگان سیه کار نداری داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.