هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به ستایش سلطان، وزیران و نظام الدین پرداخته و از جاه و بزرگی، کرم و بخشش، و قدرت آنان سخن میگوید. همچنین، به زیباییهای طبیعت و فصل بهار اشاره شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم پیچیدهٔ ادبی و تاریخی است که درک آن به دانش ادبی و فرهنگی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات سیاسی و مدحی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۱۶ - در مدح وزیر نظام الدین
شد برج حمل موکب سلطان کواکب
کز نوبتیانش برتر بهتر بمراتب ۱
گوئی حمل از گنبد پیروزه سلب نیست
جز مرکب پیروزی سلطان کواکب ۲
آغاز سواریش بدو بود و ازو شد
گردان بدگر مرکب چون غازی لاعب ۳
هرگه که شود راکب این مرکب پیروز
سی روز خرامد ز مشارق بمغارب ۴
تا عرض دهد لشکر پیروزه سلب را
بر پشته و صحرای زمین را جل و راکب ۵
چون گشت هوا معتدل آیند پدیدار
اشجار بگلها و باوراق عجایب ۶
بلبل چو مذکر شود و قمری مقری
محراب چمن تخت سمن فاخته خاطب ۷
هان موسم آنست که از بوی ریاحین
بر مشک ختن خاک چمن گردد غالب ۸
گردند سپیدار و سیه بید بمیدان
بر یکدیگر از باد سحر طاعن و ضارب ۹
آنرا که دو بادام جهان بین بود از باد
بیند گل بادام ربودن ز جوانب ۱۰
ای باد که آری گل بادام ربوده
از بهر موالی ز سمرقند بصاحب ۱۱
سلطان وزیران ملک آل امیران
ممدوح امیران سخن حاضر و غایب ۱۲
فرزانه نظام الدین کاندر صفت او
نظام یداع نبود خاطی و کاذب ۱۳
آرایش صد دفتر دیوان بمدیحش
بر هر سخن آرای بود لازم و واجب ۱۴
از مکرمت اوست که از منقبت اوست
آرایش دیباچه دیوان مناقب ۱۵
نبود عجب ار مدح وی انگیخته گردد
بر آب روان از قلم قائل و کاتب ۱۶
ای قول تو در دینی و دنیائی صادق
وی رأی تو در مملکت آرائی صائب ۱۷
از ملک تو شمشیر زن لشکر اسلام
بر قیصر و فغفور نهد تاج و ضرائب ۱۸
آیند بدرگاه تو اشراف و اکابر
بر خدمت صدر تو چنان طامع و راغب ۱۹
کز وجه زمین بوسی درگاه و سرایت
که برگ رباینده بیحاده جاذب ۲۰
داری هبت از ایزد وهاب سه نعمت
عیش هنی و طبع سخی و کف واهب ۲۱
یک بنده وهاب نیابند بگیتی
نایافته صد بار ز جود تو مواهب ۲۲
از مائده و مشرب و بر و کرم تست
آز و امل اهل هنر طاعم و شارب ۲۳
هر کس که شراب حسد و حقد تو نوشد
ساقی دهدش مژده ببر کندن شارب ۲۴
با دولت والای تو اعدای نگون بخت
هستند ز پیروز شدن خاسر و خائب ۲۵
از نسبت والای تو اندر چمن ملک
چون سرو سرافرازی تو هست مناسب ۲۶
چون سرو سهی در چمن جاه و بزرگی
بادا علم دولت و اقبال تو ناصب ۲۷
از مشرق تا مغرب اهل قلم و تیغ
بر خدمت درگاه تو بادند مواظب ۲۸
نوروز جلالی و سر سال عجم باد
بر صدر تو میمون و بر احباب و اقارب ۲۹
چندانت بقا باد که ناید عدد سال
اندر قلم کاتب و در ذهن محاسب ۳۰
کز نوبتیانش برتر بهتر بمراتب ۱
گوئی حمل از گنبد پیروزه سلب نیست
جز مرکب پیروزی سلطان کواکب ۲
آغاز سواریش بدو بود و ازو شد
گردان بدگر مرکب چون غازی لاعب ۳
هرگه که شود راکب این مرکب پیروز
سی روز خرامد ز مشارق بمغارب ۴
تا عرض دهد لشکر پیروزه سلب را
بر پشته و صحرای زمین را جل و راکب ۵
چون گشت هوا معتدل آیند پدیدار
اشجار بگلها و باوراق عجایب ۶
بلبل چو مذکر شود و قمری مقری
محراب چمن تخت سمن فاخته خاطب ۷
هان موسم آنست که از بوی ریاحین
بر مشک ختن خاک چمن گردد غالب ۸
گردند سپیدار و سیه بید بمیدان
بر یکدیگر از باد سحر طاعن و ضارب ۹
آنرا که دو بادام جهان بین بود از باد
بیند گل بادام ربودن ز جوانب ۱۰
ای باد که آری گل بادام ربوده
از بهر موالی ز سمرقند بصاحب ۱۱
سلطان وزیران ملک آل امیران
ممدوح امیران سخن حاضر و غایب ۱۲
فرزانه نظام الدین کاندر صفت او
نظام یداع نبود خاطی و کاذب ۱۳
آرایش صد دفتر دیوان بمدیحش
بر هر سخن آرای بود لازم و واجب ۱۴
از مکرمت اوست که از منقبت اوست
آرایش دیباچه دیوان مناقب ۱۵
نبود عجب ار مدح وی انگیخته گردد
بر آب روان از قلم قائل و کاتب ۱۶
ای قول تو در دینی و دنیائی صادق
وی رأی تو در مملکت آرائی صائب ۱۷
از ملک تو شمشیر زن لشکر اسلام
بر قیصر و فغفور نهد تاج و ضرائب ۱۸
آیند بدرگاه تو اشراف و اکابر
بر خدمت صدر تو چنان طامع و راغب ۱۹
کز وجه زمین بوسی درگاه و سرایت
که برگ رباینده بیحاده جاذب ۲۰
داری هبت از ایزد وهاب سه نعمت
عیش هنی و طبع سخی و کف واهب ۲۱
یک بنده وهاب نیابند بگیتی
نایافته صد بار ز جود تو مواهب ۲۲
از مائده و مشرب و بر و کرم تست
آز و امل اهل هنر طاعم و شارب ۲۳
هر کس که شراب حسد و حقد تو نوشد
ساقی دهدش مژده ببر کندن شارب ۲۴
با دولت والای تو اعدای نگون بخت
هستند ز پیروز شدن خاسر و خائب ۲۵
از نسبت والای تو اندر چمن ملک
چون سرو سرافرازی تو هست مناسب ۲۶
چون سرو سهی در چمن جاه و بزرگی
بادا علم دولت و اقبال تو ناصب ۲۷
از مشرق تا مغرب اهل قلم و تیغ
بر خدمت درگاه تو بادند مواظب ۲۸
نوروز جلالی و سر سال عجم باد
بر صدر تو میمون و بر احباب و اقارب ۲۹
چندانت بقا باد که ناید عدد سال
اندر قلم کاتب و در ذهن محاسب ۳۰
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۳۰
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۵ - در مدح شمس الملک
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۷ - در مدح نصیرالدین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.