هوش مصنوعی:
این متن یک شعر ستایشآمیز است که به مدح و ستایش شخصی با القاب و صفات بلند مانند "نصیر دین"، "ملک شاه شرق" و "صاحب برگزیده سلطان عالم" میپردازد. در این شعر، ویژگیهای اخلاقی و فضائل این شخصیت، مانند جود و سخا، عفو و فضل، فرزانگی و ذکاوت، و تأثیر مثبت او بر ملک و رعیت، به زیبایی توصیف شده است. همچنین، اشارههایی به مفاهیم اسلامی و اساطیری مانند آفرینش آدم و مقامات معنوی وجود دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم بلند و استعاری است که درک آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و اصطلاحات عرفانی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح نصیرالدین احمد
ماه معظم آمد با فر و آفرین
با عفو و فضل و مغفرت عالم آفرین ۱
ماهی است این کز آمدن او خجستگی است
بادا خجسته آمدنش بر نصیر دین ۲
والا نصیر دین شرف و دولت رفیع
احمد که آفریده شد از حمد و آفرین ۳
عین الکفات آنکه نگهدار کار ملک
هست او بعین روشن و دیدار دور بین ۴
آزاده ای بجود و سخا گشته بی نظیر
فرزانه ای بذهن و ذکا گشته بی قرین ۵
صدری که هفتمین فلک از قدر و همتش
شد زیر دست چونکه بهفتم فلک زمین ۶
همچون زمین که باشد در سایه فلک
باشد فلک مراو ار در سایه نگین ۷
جز با سخا برون ننهد پا از آستان
جز با عطا برون نکند دست از آستین ۸
آزادگی بطینت او در سرشته شد
آنگه که آفریده شد آدم ز آب و طین ۹
ای ملک شاه شرق بفرهنگ و فضل تو
با فر ملک شکاه فریدون آبتین ۱۰
کار رعیت و حشم پادشاه را
تدبیر تو صواب بود رای تو متین ۱۱
خطی که تو کشی همه ارکان ملک را
رائی است مستقیم و سبیلی است مستبین ۱۲
صاحب که برگزیده سلطان عالم است
او مر ترا ز عالمیان کرد برگزین ۱۳
چون نزد خود مکین و امین یافت مرترا
نزدیک پادشاه مکین گردد و امین ۱۴
آزادگان بوطع مراو را شده رهی
فرزانگان بطبع مراو را شده رهین ۱۵
چون آفتاب چرخ که روشن کند جهان
روشن شد از کفایت او ملک شرق و چین ۱۶
تیره دوات او رخ کلکت کند منیر
کلک نزار او تن دولت کند سمین ۱۷
با عفو و فضل و مغفرت عالم آفرین ۱
ماهی است این کز آمدن او خجستگی است
بادا خجسته آمدنش بر نصیر دین ۲
والا نصیر دین شرف و دولت رفیع
احمد که آفریده شد از حمد و آفرین ۳
عین الکفات آنکه نگهدار کار ملک
هست او بعین روشن و دیدار دور بین ۴
آزاده ای بجود و سخا گشته بی نظیر
فرزانه ای بذهن و ذکا گشته بی قرین ۵
صدری که هفتمین فلک از قدر و همتش
شد زیر دست چونکه بهفتم فلک زمین ۶
همچون زمین که باشد در سایه فلک
باشد فلک مراو ار در سایه نگین ۷
جز با سخا برون ننهد پا از آستان
جز با عطا برون نکند دست از آستین ۸
آزادگی بطینت او در سرشته شد
آنگه که آفریده شد آدم ز آب و طین ۹
ای ملک شاه شرق بفرهنگ و فضل تو
با فر ملک شکاه فریدون آبتین ۱۰
کار رعیت و حشم پادشاه را
تدبیر تو صواب بود رای تو متین ۱۱
خطی که تو کشی همه ارکان ملک را
رائی است مستقیم و سبیلی است مستبین ۱۲
صاحب که برگزیده سلطان عالم است
او مر ترا ز عالمیان کرد برگزین ۱۳
چون نزد خود مکین و امین یافت مرترا
نزدیک پادشاه مکین گردد و امین ۱۴
آزادگان بوطع مراو را شده رهی
فرزانگان بطبع مراو را شده رهین ۱۵
چون آفتاب چرخ که روشن کند جهان
روشن شد از کفایت او ملک شرق و چین ۱۶
تیره دوات او رخ کلکت کند منیر
کلک نزار او تن دولت کند سمین ۱۷
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۷
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۴۹ - در مدح احمد بن علی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح شرف الدوله احمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.