هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از بیتوجهی معشوق و رنجش خود میگوید. او با تصاویری مانند شمع و پروانه، گرههای ناگشوده در دل، و شرمندگی از نیاز، احساسات خود را بیان میکند. همچنین اشارهای به تأثیر چهرهٔ معشوق دارد که بزم را از چراغ بینیاز میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیق احساسات و مضامین شاعرانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۰ - نگه نکرده گذشتی ز من به ناز امشب
نگه نکرده گذشتی ز من به ناز امشب
شدم ز ناز تو شرمندة نیاز امشب ۱
چو دید در کف پای تو جانفشانی من
زبان شمع به پروانه شد دراز امشب ۲
به دل فزوده گره بر گره نمیدانم
که میکند گره از زلف یار باز امشب؟ ۳
زبس به روی تو بزم از چراغ مستغنیست
فتاده شمع ز شرم تو در گداز امشب ۴
چه روی داده ندانم که نگسلد فیّاض
ز تار نالة زارم نوای ساز امشب ۵
شدم ز ناز تو شرمندة نیاز امشب ۱
چو دید در کف پای تو جانفشانی من
زبان شمع به پروانه شد دراز امشب ۲
به دل فزوده گره بر گره نمیدانم
که میکند گره از زلف یار باز امشب؟ ۳
زبس به روی تو بزم از چراغ مستغنیست
فتاده شمع ز شرم تو در گداز امشب ۴
چه روی داده ندانم که نگسلد فیّاض
ز تار نالة زارم نوای ساز امشب ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹ - بیلبت ساغر می آب ندارد امشب
گوهر بعدی:شماره ۹۱ - جان فدا کردم که تا شد وصل او یک دم نصیب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.