هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، غم و جنون سخن میگوید. شاعر از نگاه معشوق، رنج عشق و فتنههای آن مینالد و از جنون عشق به عنوان عاملی کافی برای نابودی عالم یاد میکند. همچنین، اشارهای به فتنهانگیزی و رشک دارد و در نهایت، تغافل معشوق را به عنوان عاملی کشنده توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و روانی مانند عشق، غم و جنون است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی اشارات مانند «قتل» یا «فتنه» نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۱۲۴ - نی همین ناز تو تنها بهر قتل ما بس است
نی همین ناز تو تنها بهر قتل ما بس است
یک نگه از گوشة چشم تو عالم را بس است ۱
دیدهام در گریة غم کیسه خالی کرده بود
آنقدر خون در دلم کردی که مدّتها بس است ۲
ما دل خود را به بوی زلف دلبر دادهایم
گر جنون مردست، عالم را همین سودا بس است ۳
فتنه بهر کوهکن از سنگ پیدا میشود
رشک شیرین بعدازین بر صورت خارا بس است ۴
حاجت آلایش دامان چندین غمزه نیست
یک تغافل کشتن فیّاض را تنها بس است ۵
یک نگه از گوشة چشم تو عالم را بس است ۱
دیدهام در گریة غم کیسه خالی کرده بود
آنقدر خون در دلم کردی که مدّتها بس است ۲
ما دل خود را به بوی زلف دلبر دادهایم
گر جنون مردست، عالم را همین سودا بس است ۳
فتنه بهر کوهکن از سنگ پیدا میشود
رشک شیرین بعدازین بر صورت خارا بس است ۴
حاجت آلایش دامان چندین غمزه نیست
یک تغافل کشتن فیّاض را تنها بس است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳ - تا به روی تو در غمکدة من بازست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵ - اختر بینور ما شمع مزار ما بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.