هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از تصاویر طبیعت مانند گل، پیاله، و میخانه برای بیان احساسات شاعر استفاده میکند. شاعر از توبه و دلگرفتگی سخن میگوید و به زیباییهای طبیعت و بزم یار اشاره میکند. همچنین، تضاد بین نازکدلی و طبیعت سخت آهن را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از واژهها و تصاویر مانند 'میخانه' و 'توبه' نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و فرهنگ فارسی دارند.
شماره ۱۵۹ - تا همچو گل پیاله شکفتن گرفته است
تا همچو گل پیاله شکفتن گرفته است
از توبه همچو غنچه دل من گرفته است ۱
روی پیاله سرخ که میخانه را ازو
دیوار و در طراوت گلشن گرفته است ۲
در بزم یار شیشه به این سادگی که هست
خون هزار توبه به گردن گرفته است ۳
ما را اگر ز بزم تو اندیشه مانع است
لطف ترا که گوشة دامن گرفته است؟ ۴
فیّاض درد دل چه کنی سر که از غرور
نازکدلش طبیعت آهن گرفته است ۵
از توبه همچو غنچه دل من گرفته است ۱
روی پیاله سرخ که میخانه را ازو
دیوار و در طراوت گلشن گرفته است ۲
در بزم یار شیشه به این سادگی که هست
خون هزار توبه به گردن گرفته است ۳
ما را اگر ز بزم تو اندیشه مانع است
لطف ترا که گوشة دامن گرفته است؟ ۴
فیّاض درد دل چه کنی سر که از غرور
نازکدلش طبیعت آهن گرفته است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - باز ذوق عاشقی بر عقل زور آورده است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - مگو ز عقل که دام فریب خودراییست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.