هوش مصنوعی: این متن بیانگر عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است که در آن دل و جان شاعر تسلیم محبت معشوق شده و اختیار از دست او خارج است. شاعر از بی‌قراری، شرمساری و درماندگی خود در برابر لطف و ناز معشوق سخن می‌گوید و در نهایت به دنبال وصال و نزدیکی به اوست.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۷۱ - درمانده دل به کار من و من به کار دوست

درمانده دل به کار من و من به کار دوست
دل شرمسار من شد و من شرمسار دوست ۱

در گریه اختیار ندارم که داده است
عشقم زمام دل به کف اختیار دوست ۲

من بیقرار لطفم و دل بیقرار ناز
تا در هلاک ما به چه باشد قرار دوست ۳

تا نگذری ز خویش نیابی نسیم وصل
برخیز از میان و نشین در کنار دوست ۴

فیّاض هستی تو گرانی ز حد فزود
شرمی که بیش ازین نتوان بود بار دوست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۰ - چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۲ - موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.