هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر عشق و فداکاری در راه معشوق (خدا یا انسان) است. شاعر تاکید میکند که حتی رنجها و فداکاریها در این راه ارزشمند است و عشق به معشوق، همه چیز را تحت الشعاع قرار میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۷۲ - موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست
موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست
گستاخ گو مرو به سوی جلوهگاه دوست ۱
با خون صد شهید به میزان برابرست
خونی که صرف آبله گردد به راه دوست ۲
ناز سپیدهدم چه کشم، چون برآمدست
خورشید من ز مشرق زلف سیاه دوست ۳
روز جزا اگر طلب خون خود کنم
عالم بود گواه من و من گواه دوست ۴
فیّاض جرم بیگنهی قاتل تو شد
روز جزا بس است همین عذرخواه دوست ۵
گستاخ گو مرو به سوی جلوهگاه دوست ۱
با خون صد شهید به میزان برابرست
خونی که صرف آبله گردد به راه دوست ۲
ناز سپیدهدم چه کشم، چون برآمدست
خورشید من ز مشرق زلف سیاه دوست ۳
روز جزا اگر طلب خون خود کنم
عالم بود گواه من و من گواه دوست ۴
فیّاض جرم بیگنهی قاتل تو شد
روز جزا بس است همین عذرخواه دوست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۱ - درمانده دل به کار من و من به کار دوست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۳ - گر تو پنداری بتان را بیوفایی نیست هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.