هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا بیانگر احساس غربت و تنهایی در عین حضور در جمع است. شاعر از پر شدن خانه و عالم از وجودی که در آن نیست سخن میگوید و از تهی شدن خمها و پر شدن پیمانهها یاد میکند. او از التماس غم و محرومیت از مجالس آشنا مینالد و اشاره میکند که دلهای خلق تنها از یک عشوه پر شدهاند. در نهایت، شمعی که فروخته شده و مجلس از جلوه و پروانه پر شده است.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم و تنهایی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۴ - از هستی تو عالم دیوانه پر شدست
از هستی تو عالم دیوانه پر شدست
در خانه نیستی وز تو خانه پر شدست ۱
عالم فشردهاند که آدم سرشتهاند
خمها تهی شدست که پیمانه پر شدست ۲
کردم ز صد در از پی دل التماس غم
تا خوشه خوشه خرمن این دانه پر شدست ۳
محرومیم چسان نفزاید ز مجلسی
کز آشنا تهی وز بیگانه پر شدست! ۴
یک عشوه بیش نیست که دلهای خلق ازو
هر یک به عشوههای جداگانه پر شدست ۵
شمع که بر فروخت درین انجمن که باز
مجلس ز جلوه پر پروانه پر شدست! ۶
در خانه نیستی وز تو خانه پر شدست ۱
عالم فشردهاند که آدم سرشتهاند
خمها تهی شدست که پیمانه پر شدست ۲
کردم ز صد در از پی دل التماس غم
تا خوشه خوشه خرمن این دانه پر شدست ۳
محرومیم چسان نفزاید ز مجلسی
کز آشنا تهی وز بیگانه پر شدست! ۴
یک عشوه بیش نیست که دلهای خلق ازو
هر یک به عشوههای جداگانه پر شدست ۵
شمع که بر فروخت درین انجمن که باز
مجلس ز جلوه پر پروانه پر شدست! ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - گر تو پنداری بتان را بیوفایی نیست هست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - در خشک و ترِ طاعت ما چشم تری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.