هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او از درد فراق، نگاههای معشوق، و آرزوی دیدار میگوید و از بیتوجهی دیگران به رنجهایش شکایت دارد. شاعر با تصاویری مانند غمزههای پنهان، اشکهای جاری، و خارهای راه عشق، احساسات خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و پریشانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۷۶ - بازم از نو به کمین غمزة پنهانی هست
بازم از نو به کمین غمزة پنهانی هست
بازم آمادة قتلم صف مژگانی هست ۱
گِرد لشگرگه آن غمزه بگردم کانجا
هر طرف مینگرم جلوة پیکانی هست ۲
مشت خاکم هوس کسب هوایی دارم
التفاتی طمع از گوشة دامانی هست ۳
تا نسیم سر زلف تو نیامد ز سفر
کس درین شهر ندانست پریشانی هست ۴
اشک بر هر مژهام تاختنی میآرد
در کمین جگرم کاوش مژگانی هست ۵
پر طاووس درآید به نظر شاخ چمن
در بهاری که مرا دیدة گریانی هست ۶
همه اینست که در کوی مسیحا، فیّاض
مُرد از درد و ندانست که درمانی هست ۷
خارخاری به دلم از گل رخساری هست
در کمین نگهم وعدة دیداری هست ۸
برهمن کشت مرا کاش ببیند زلفت
تا بداند که درین سلسله زنّاری هست ۹
نفسی نیست که راهم به گلستانی نیست
تا ز راه تو مرا در کف پا خاری هست ۱۰
ریخت پنهان نگهش خون جهانی و هنوز
کس نداند که درین شهر ستمگاری هست ۱۱
رخت بستی ز سر کوی ملامت فیّاض
تو برون رو به سلامت که مرا کاری هست ۱۲
بازم آمادة قتلم صف مژگانی هست ۱
گِرد لشگرگه آن غمزه بگردم کانجا
هر طرف مینگرم جلوة پیکانی هست ۲
مشت خاکم هوس کسب هوایی دارم
التفاتی طمع از گوشة دامانی هست ۳
تا نسیم سر زلف تو نیامد ز سفر
کس درین شهر ندانست پریشانی هست ۴
اشک بر هر مژهام تاختنی میآرد
در کمین جگرم کاوش مژگانی هست ۵
پر طاووس درآید به نظر شاخ چمن
در بهاری که مرا دیدة گریانی هست ۶
همه اینست که در کوی مسیحا، فیّاض
مُرد از درد و ندانست که درمانی هست ۷
خارخاری به دلم از گل رخساری هست
در کمین نگهم وعدة دیداری هست ۸
برهمن کشت مرا کاش ببیند زلفت
تا بداند که درین سلسله زنّاری هست ۹
نفسی نیست که راهم به گلستانی نیست
تا ز راه تو مرا در کف پا خاری هست ۱۰
ریخت پنهان نگهش خون جهانی و هنوز
کس نداند که درین شهر ستمگاری هست ۱۱
رخت بستی ز سر کوی ملامت فیّاض
تو برون رو به سلامت که مرا کاری هست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - در خشک و ترِ طاعت ما چشم تری نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - دوش بی او شمع بزم ما ز حد افزون گریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.