هوش مصنوعی: این متن شعری است که از غم، عشق نافرجام، ناامیدی و رنج‌های عاطفی سخن می‌گوید. شاعر با تصاویری مانند شمع گریان، جام خون، تیر ناز و چشم زخم، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به تقدیر، عشق بی‌پاسخ و نابرابری در زندگی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'جام خون' و 'تیر ناز' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

شماره ۱۷۷ - دوش بی او شمع بزم ما ز حد افزون گریست

دوش بی او شمع بزم ما ز حد افزون گریست
تا سحرگه جام خون خورد و صراحی خون گریست ۱

دی گذشت از سینه تیر ناز و امشب چشمِ زخم
تا سحر در آرزوی تیر دیگر خون گریست ۲

سر نزد یک دانه از کشت امید من ز خاک
گرچه چشمم سال‌ها بر کوه و بر هامون گریست ۳

دی ز قحط خون لب تیغش ز زخمم تر نشد
چشم من دریای خون امشب ندانم چون گریست! ۴

گر به قدر حال خود فیّاض باید گریه کرد
تا قیامت می‌توان بر طالع وارون گریست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - بازم از نو به کمین غمزة پنهانی هست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - جز زلف تو ما را سر سودای دگر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.