هوش مصنوعی:
این شعر از گذر زمان و فرصتهای از دست رفته سخن میگوید. شاعر ابراز تأسف میکند که زمان مناسب برای اقدام گذشته و اکنون دیگر فرصتی باقی نمانده است. او از ضعف و ناتوانی خود در رسیدن به آرزوها میگوید و دلش پر از غم و اندوه است. با این حال، هنوز امیدوار است و به جستوجو ادامه میدهد تا شاید راهی بیابد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۹۸ - به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت
به فکر کار نیفتاده روزگار گذشت
کنون چه کار کند کس که وقت کار گذشت ۱
غبار راهِ سواری شدم ولی از ضعف
چو گرد تا ز زمین خاستم سوار گذشت ۲
ز بیم هجر ندیدیم ذوق وصل، افسوس
که عمر نشئة ما در غم خمار گذشت ۳
تمام عرصة دل پر ز گرد اغیارست
عجب عجب که توانیم ازین غبار گذشت! ۴
ز جستجو ننشینیم تا نفس باقیست
توان به گرد رسیدن اگر سوار گذشت ۵
هزار عقده ز بیم شکفتگی داریم
سری ز جیب برآریم اگر بهار گذشت ۶
به کم عیاری خود دل نهاده شو فیّاض
که نقد عمرِ ترا کار از عیار گذشت ۷
کنون چه کار کند کس که وقت کار گذشت ۱
غبار راهِ سواری شدم ولی از ضعف
چو گرد تا ز زمین خاستم سوار گذشت ۲
ز بیم هجر ندیدیم ذوق وصل، افسوس
که عمر نشئة ما در غم خمار گذشت ۳
تمام عرصة دل پر ز گرد اغیارست
عجب عجب که توانیم ازین غبار گذشت! ۴
ز جستجو ننشینیم تا نفس باقیست
توان به گرد رسیدن اگر سوار گذشت ۵
هزار عقده ز بیم شکفتگی داریم
سری ز جیب برآریم اگر بهار گذشت ۶
به کم عیاری خود دل نهاده شو فیّاض
که نقد عمرِ ترا کار از عیار گذشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۷ - دی به خاطر یاد آن گیسوی مشکآسا گذشت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹ - در گلشن الست که نیرنگ برنداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.