هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام، درد و رنج عاشق، حسرت و ناامیدی سخن می‌گوید. شاعر از عشقی می‌گوید که نه‌تنها درد او را درمان نکرد، بلکه بر رنج‌هایش افزود. او از دوری معشوق و تأثیرات روحی این جدایی می‌نالد و بیان می‌کند که حتی خاکستر وجودش نیز بر جای نمانده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، بیان درد و رنج عاشقانه نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان بالای 16 سال یافت می‌شود.

شماره ۲۰۵ - غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت

غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت
به حسرت دگرم حسرت تو وانگذاشت ۱

نداشتم سر و برگ کرشمه‌های طبیب
خوشم که عشق تو درد مرا دوا نگذاشت ۲

گلی به سر نزدم هرگز از وصال تو لیک
ره تو حسرت خاری مرا به پا نگذاشت ۳

ز درد دل گرة شکوة تو چون تبخال
هزار ره به لب آوردم و حیا نگذاشت ۴

مرا به تهمت هستی نگاهش از غیرت
چنان بسوخت که خاکسترم به جا نگذاشت ۵

مرا به غیرتِ بیگانه خوی من رشک است
که تا به داغ دل خویشم آشنا نگذاشت ۶

چنان به کشتن ما برفروخت رخ فیّاض
که رنگ بر رخ صبر و شکیب ما نگذاشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۶۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۴ - در دیار دل که کس جز حسن جولانی نداشت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۶ - کسی ز ننگ به من گرچه روبه‌رو نگذاشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.