هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات خود درباره ناکامیها و رنجهای عاشقانه میگوید. او از بیتوجهی معشوق، زخمهای روحی و جسمی، و نبود آرامش در زندگی شکایت دارد. با این حال، در برخی ابیات به نوعی رضایت از این شرایط نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده و غمگین است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ناکامیهای روحی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۶ - کسی ز ننگ به من گرچه روبهرو نگذاشت
کسی ز ننگ به من گرچه روبهرو نگذاشت
خوشم که دست سبو دست من فرو نگذاشت ۱
خوشم که آینه هر چند کرد بیرویی
نقاب جانب روی ترا فرو نگذاشت ۲
ز زخمهای تن خسته خون دل همه رفت
فغان که تیغ تو آب مرا به جو نگذاشت ۳
هزار مطلب سرگشته در کشاکش بود
نگاه گرم تو ما را به گفتگو نگذاشت ۴
بس است این قدر از دوست آرزو فیّاض
که غمزهاش به دلم هیچ آرزو نگذاشت ۵
خوشم که دست سبو دست من فرو نگذاشت ۱
خوشم که آینه هر چند کرد بیرویی
نقاب جانب روی ترا فرو نگذاشت ۲
ز زخمهای تن خسته خون دل همه رفت
فغان که تیغ تو آب مرا به جو نگذاشت ۳
هزار مطلب سرگشته در کشاکش بود
نگاه گرم تو ما را به گفتگو نگذاشت ۴
بس است این قدر از دوست آرزو فیّاض
که غمزهاش به دلم هیچ آرزو نگذاشت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۵ - غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۷ - خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.