هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از غم، ناامیدی و از دست رفتن فرصتها سخن میگوید. شاعر از رفتن ارزشها، گرمی زندگی و فرصتهای از دست رفته شکایت دارد و احساس میکند که بخت و اقبال نیز او را رها کردهاند. تصاویری مانند رفتن گلاب، خاموشی شعلۀ زندگی، و فرار آب از گوهر شکسته، همگی نشاندهندۀ حالتی از یأس و اندوه هستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسال دشوار خواهد بود. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهاش ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
شماره ۲۰۷ - خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفت
خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفت
گرمی مکن که رنگ رخ آفتاب رفت ۱
صد بار سر ز خواب برآورد بخت و باز
پنداشت روز من شب و دیگر به خواب رفت ۲
بر شعلة فسردة من گرد غم نشست
وز گوهر شکستة من آب و تاب رفت ۳
بوی دل حزین به مشام فلک رساند
دودی که بر سر از جگر این کباب رفت ۴
از آه من ز شعله سوزنده پَر شکست
وز اشک من ز گوهر ناسفته آب رفت ۵
شب در بنای چرخ تزلزل فکنده بود
سیلاب خون که از دل پر اضطراب رفت ۶
فیّاض در کمین تو چندین درنگ چیست
اکنون که فرصت تو به چندین شتاب رفت ۷
گرمی مکن که رنگ رخ آفتاب رفت ۱
صد بار سر ز خواب برآورد بخت و باز
پنداشت روز من شب و دیگر به خواب رفت ۲
بر شعلة فسردة من گرد غم نشست
وز گوهر شکستة من آب و تاب رفت ۳
بوی دل حزین به مشام فلک رساند
دودی که بر سر از جگر این کباب رفت ۴
از آه من ز شعله سوزنده پَر شکست
وز اشک من ز گوهر ناسفته آب رفت ۵
شب در بنای چرخ تزلزل فکنده بود
سیلاب خون که از دل پر اضطراب رفت ۶
فیّاض در کمین تو چندین درنگ چیست
اکنون که فرصت تو به چندین شتاب رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۶ - کسی ز ننگ به من گرچه روبهرو نگذاشت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۸ - زلف ساقی از کف و دامان یار از دست رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.