هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، تقدیر شوم و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از بخت بد، آتش دل، غم و خرابی یاد میکند و به از دست رفتن آرامش و فرّ همای عشق اشاره دارد. همچنین، از ستمهای روزگار و تأثیر غم بر وجود خود مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۲۰۹ - شور جنونم از سر این بخت شوم رفت
شور جنونم از سر این بخت شوم رفت
فرّ همای عشق به تاراج بوم رفت ۱
با کشت ما که آبخورش آتش دلست
سرگرم شد سموم و ستم بر سموم رفت ۲
فال خرابی غم او میزند دلم
آسودگی ز طالع این مرزوبوم رفت ۳
افکند سایه بار غمت بر وجود ما
آتش دگر به تربیت شمع و موم رفت ۴
فیّاض تا چه فتنه دهد روزِ خطِّ یار
اینک سپاه زنگ به تاراج روم رفت ۵
فرّ همای عشق به تاراج بوم رفت ۱
با کشت ما که آبخورش آتش دلست
سرگرم شد سموم و ستم بر سموم رفت ۲
فال خرابی غم او میزند دلم
آسودگی ز طالع این مرزوبوم رفت ۳
افکند سایه بار غمت بر وجود ما
آتش دگر به تربیت شمع و موم رفت ۴
فیّاض تا چه فتنه دهد روزِ خطِّ یار
اینک سپاه زنگ به تاراج روم رفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - زلف ساقی از کف و دامان یار از دست رفت
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - نوبهار من که هر خار مرا گل کرد و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.