هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از درد عشق و فراق مینالد و بیان میکند که با وجود گذشت زمان، غم و داغ عشق از دلش نرفته است. او از تلاشهای بیثمر خود برای رهایی از این درد سخن میگوید و تأکید میکند که جوهر وجودش همچنان تحت تأثیر این عشق باقی مانده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱۱ - سر رفت و داغ عشق بتان از سرم نرفت
سر رفت و داغ عشق بتان از سرم نرفت
تن خاک گشت و خلعت غم از برم نرفت ۱
از داغ دل سیاهی دیرینه برنخاست
این تیرگی ز ناصیة اخترم نرفت ۲
چون تیغ کار کرده که افتد ز آب و تاب
آبم تمام رفت ولی جوهرم نرفت ۳
در موجخیز لجّة عشق تو بارها
کشتیِّ دل شکسته شد و لنگرم نرفت ۴
صد بار سوخت آتش عشقم به امتحان
یاقوتوار آب تو از گوهرم نرفت ۵
خود را بسی به صیقل روشنگران زدم
گرد ملال از آینة منظرم نرفت ۶
فیّاض کمعیاری نقد وفا ببین
گشتم به دهر دست بدست و زرم نرفت ۷
تن خاک گشت و خلعت غم از برم نرفت ۱
از داغ دل سیاهی دیرینه برنخاست
این تیرگی ز ناصیة اخترم نرفت ۲
چون تیغ کار کرده که افتد ز آب و تاب
آبم تمام رفت ولی جوهرم نرفت ۳
در موجخیز لجّة عشق تو بارها
کشتیِّ دل شکسته شد و لنگرم نرفت ۴
صد بار سوخت آتش عشقم به امتحان
یاقوتوار آب تو از گوهرم نرفت ۵
خود را بسی به صیقل روشنگران زدم
گرد ملال از آینة منظرم نرفت ۶
فیّاض کمعیاری نقد وفا ببین
گشتم به دهر دست بدست و زرم نرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۰ - نوبهار من که هر خار مرا گل کرد و رفت
گوهر بعدی:شماره ۲۱۲ - در ازل سوز محبّت در دل ما جا گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.