هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از عشق و محبت، جدایی و وصال، و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از سوزش درونی، ارزش والای معشوق، و تلاش برای رسیدن به او میسراید. همچنین اشارهای به پذیرش سرنوشت و تسلیم در برابر تقدیر دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۲ - در ازل سوز محبّت در دل ما جا گرفت
در ازل سوز محبّت در دل ما جا گرفت
از دل ما بود هر جا آتشی بالا گرفت ۱
داشتیم امشب حدیث روی جانان بر زبان
در میان برجست شمع و از زبان ما گرفت ۲
پیش ازین هرگز متاع جلوه این قیمت نداشت
نخل بالادست او این نرخ را بالا گرفت ۳
تختهای بعد از شکستن هم نیامد بر کنار
کشتی ما عاقبت کام دل از دریا گرفت ۴
دامن مقصود اگر در کف نباشد گو مباش
گردبادم میتوانم دامن صحرا گرفت ۵
این چنین کز رفتن ما میشود خوشحال دوست
رفته رفته میتوانم در دل او جا گرفت ۶
از ازل سر در پی ما تیرهبختان کرده بود
ما برون رفتیم غم فیّاض را تنها گرفت ۷
از دل ما بود هر جا آتشی بالا گرفت ۱
داشتیم امشب حدیث روی جانان بر زبان
در میان برجست شمع و از زبان ما گرفت ۲
پیش ازین هرگز متاع جلوه این قیمت نداشت
نخل بالادست او این نرخ را بالا گرفت ۳
تختهای بعد از شکستن هم نیامد بر کنار
کشتی ما عاقبت کام دل از دریا گرفت ۴
دامن مقصود اگر در کف نباشد گو مباش
گردبادم میتوانم دامن صحرا گرفت ۵
این چنین کز رفتن ما میشود خوشحال دوست
رفته رفته میتوانم در دل او جا گرفت ۶
از ازل سر در پی ما تیرهبختان کرده بود
ما برون رفتیم غم فیّاض را تنها گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - سر رفت و داغ عشق بتان از سرم نرفت
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - یک نفس خود را ز غم آزاد میباید گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.