هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از معشوق خود میخواهد که از خواب بیدار شود و به زیباییهای صبحگاه پاسخ دهد. همچنین، شاعر از شتاب و بیتابی صبحگاه و تأثیر آن بر عاشق و معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر از شعر کلاسیک فارسی معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد که بیشتر در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۲۳۱ - یک لحظه سر برآر مه من ز خواب صبح
یک لحظه سر برآر مه من ز خواب صبح
لعل لبی به خنده گشا در جواب صبح ۱
سر بر ندارد از سر بالین دگر ز شوق
یک شب چو آفتاب گر ایی به خواب صبح ۲
چون تیغ نازِ جلوه دهی در کف نگاه
اندازد آفتاب سپر را در آب صبح ۳
طفلی هنوز وقت جهانسوزی تو نیست
گرمی به اعتدال کند آفتاب صبح ۴
یک شب که هست پیش تو فیّاض را درنگ
زین گونه از برای چه باشد شتاب صبح ۵
لعل لبی به خنده گشا در جواب صبح ۱
سر بر ندارد از سر بالین دگر ز شوق
یک شب چو آفتاب گر ایی به خواب صبح ۲
چون تیغ نازِ جلوه دهی در کف نگاه
اندازد آفتاب سپر را در آب صبح ۳
طفلی هنوز وقت جهانسوزی تو نیست
گرمی به اعتدال کند آفتاب صبح ۴
یک شب که هست پیش تو فیّاض را درنگ
زین گونه از برای چه باشد شتاب صبح ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - خواهم که شبی سرزده آیم به در صبح
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - شتاب شام سیهچرده و صباح صبیح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.