هوش مصنوعی:
این شعر از ناصرخسرو بیانگر ناتوانی انسان در برابر تقدیر و سرنوشت است. شاعر اشاره میکند که با وجود تلاش و ناله، گاهی اوقات دستیابی به خواستهها غیرممکن است و شرایط بیرونی مانند آسمان و قسمت، محدودیتهایی ایجاد میکنند که انسان نمیتواند بر آنها غلبه کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و اشاره به تقدیر و ناتوانی انسان در برابر سرنوشت ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک آن نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد.
شماره ۲۳۴ - مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ
مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ
که کردهاند برای کسی بلند این کاخ ۱
عجب که کام خود از آسمان توانی دید
که کوته است ترا دست و میوه بر سر شاخ ۲
اثر ندارد هر چند گوش گردون را
به دست ناله دریدیم پردههای صماخ ۳
سرایتی به دل نازک تو نتواند
اگر چه گریة من سنگ میکند سوراخ ۴
گلوی شیشة قسمت چو تنگ شد فیّاض
چه نفع دارد اگر دامن خم است فراخ ۵
که کردهاند برای کسی بلند این کاخ ۱
عجب که کام خود از آسمان توانی دید
که کوته است ترا دست و میوه بر سر شاخ ۲
اثر ندارد هر چند گوش گردون را
به دست ناله دریدیم پردههای صماخ ۳
سرایتی به دل نازک تو نتواند
اگر چه گریة من سنگ میکند سوراخ ۴
گلوی شیشة قسمت چو تنگ شد فیّاض
چه نفع دارد اگر دامن خم است فراخ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۳ - وزید بر سر زلف کجت صبا گستاخ
گوهر بعدی:شماره ۲۳۵ - باده از ابر خورد فصل بهاران گل سرخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.