هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید. او از زلف معشوق، نگاهش و تأثیرات عمیق عشق بر دلها صحبت میکند و بیان میکند که هر کس عاشق این معشوق شود، سر از پا نمیشناسد و تسلیم میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق از شعر کلاسیک فارسی معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۲۳۶ - ببرید زلف گر چه به پای تو سر نهاد
ببرید زلف گر چه به پای تو سر نهاد
سر باخت هر که از حد خود پا به در نهاد ۱
بیجرم اگر زدی سر زلف اعتراض نیست
هر کس که گشت عاشق روی تو سر نهاد ۲
چشم از رخ تو برنتوانیم داشتن
زلف کج تو بند به پای نظر نهاد ۳
چندان که نارساست، به دلها رساترست
در صید دل کمند تو رسم دگر نهاد ۴
فیّاض مشکل است که از سر به در رود
این عادی بدی که ترا هست در نهاد ۵
سر باخت هر که از حد خود پا به در نهاد ۱
بیجرم اگر زدی سر زلف اعتراض نیست
هر کس که گشت عاشق روی تو سر نهاد ۲
چشم از رخ تو برنتوانیم داشتن
زلف کج تو بند به پای نظر نهاد ۳
چندان که نارساست، به دلها رساترست
در صید دل کمند تو رسم دگر نهاد ۴
فیّاض مشکل است که از سر به در رود
این عادی بدی که ترا هست در نهاد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - باده از ابر خورد فصل بهاران گل سرخ
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.