هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، رنجهای عاشقانه و سختیهای راه وصال است. شاعر از قرب و کرامت، غرامت و ندامت، و دشواریهای سفر عشق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیم معنوی مانند قیامت و سلامت روح دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳۷ - کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد
کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد
صوفی از قرب به اظهار کرامت افتاد ۱
گشت معلوم که با من چه قیامت کردست
هر که را چشم بر آن جلوة قامت افتاد ۲
از پی شیشة من دامن پر سنگ آمد
هر که را راه به وادیّ ملامت افتاد ۳
همه را در ره او پای فرو رفت به گنج
سعی ما بود که کارش به ندامت افتاد ۴
تو خود از ننگ نیایی بر ما، ما از بیم
وه که دیدار به فردای قیامت افتاد ۵
رخت بردند ز غربت به وطن همسفران
سفر ماست که در بند اقامت افتاد ۶
من و فیّاض به هم غرقه درین بحر شدیم
که ازین ورطه ندانم به سلامت افتاد؟ ۷
صوفی از قرب به اظهار کرامت افتاد ۱
گشت معلوم که با من چه قیامت کردست
هر که را چشم بر آن جلوة قامت افتاد ۲
از پی شیشة من دامن پر سنگ آمد
هر که را راه به وادیّ ملامت افتاد ۳
همه را در ره او پای فرو رفت به گنج
سعی ما بود که کارش به ندامت افتاد ۴
تو خود از ننگ نیایی بر ما، ما از بیم
وه که دیدار به فردای قیامت افتاد ۵
رخت بردند ز غربت به وطن همسفران
سفر ماست که در بند اقامت افتاد ۶
من و فیّاض به هم غرقه درین بحر شدیم
که ازین ورطه ندانم به سلامت افتاد؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۶ - ببرید زلف گر چه به پای تو سر نهاد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۸ - ز ضعفم بیتو بر تن از گرانی مو نمیجنبد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.