هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، احساسات شاعر را در مواجهه با معشوق و زیباییهای طبیعت بیان میکند. شاعر از تأثیر کلام و حضور معشوق، سکوت طبیعت در برابر او، و حالات روحی خود مانند مدهوشی و بیهوشی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۲۴۶ - به گلشن چون روی مرغ از نوا خاموش میگردد
به گلشن چون روی مرغ از نوا خاموش میگردد
تو چون حرفی زنی گل پای تا سر گوش میگردد ۱
اگر دیرآشنا باشد دلت، شادم که هر سنگی
که دیر آتش پذیرد دیر هم خاموش میگردد ۲
گمان دارم که با گل هست بوی نازنین من
چنین کز نالة بلبل دلم مدهوش میگردد ۳
نمیدانم چه میبینم چو میبینم جمال او
همی دانم که در دل عقل و در سر هوش میگردد ۴
دمی در عشق او فیّاض خاموشی نمیدانم
ولی دانم که گاهی نالهام بیهوش میگردد ۵
تو چون حرفی زنی گل پای تا سر گوش میگردد ۱
اگر دیرآشنا باشد دلت، شادم که هر سنگی
که دیر آتش پذیرد دیر هم خاموش میگردد ۲
گمان دارم که با گل هست بوی نازنین من
چنین کز نالة بلبل دلم مدهوش میگردد ۳
نمیدانم چه میبینم چو میبینم جمال او
همی دانم که در دل عقل و در سر هوش میگردد ۴
دمی در عشق او فیّاض خاموشی نمیدانم
ولی دانم که گاهی نالهام بیهوش میگردد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - ز اشک گرم من آتش کباب میگردد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - دل مسیح ز دردم شکسته میگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.