هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیم عشق، مرگ، ترس، و زیبایی با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای غنی سخن میگوید. شاعر از نگاه معشوق، آرزوهایش، و ترس از تهمت و مرگ میگوید و از عناصری مانند شمشیر، خون، و طبیعت برای بیان احساساتش استفاده میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است و از استعارههای پیچیده استفاده میکند که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مرگ و ترس ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۲۴۸ - نگاهش ناگهان چون تیر نازی بر کمان بندد
نگاهش ناگهان چون تیر نازی بر کمان بندد
اجل بیتاب میگردد که خود را بر نشان بندد ۱
به صد دل از دم شمشیر نازش آرزو دارد
اجل تعویذ زخمی را که بر بازوی جان بندد ۲
به کینم بر کمر شمشیر جرأت بست و حیرانم
که چون هرگز کسی از شعله مویی بر میان بندد! ۳
نگاه او نهانم میکشد در خون و میترسم
که ناگه تهمت خون مرا بر آسمان بندد ۴
اگر رشک زلیخایی برد ترسم که نگذارد
که بوی پیرهن در مصر بار کاروان بندد ۵
ز بس موج سرشکم گوهر ارزان کرده میترسم
فلک بازار گرم کان و دریا را دکان بندد ۶
متاع رنگ و بو دارد رواج امشب که میخواهد
چمن آیین عید جلوة آن دلستان بندد ۷
نگیرد تا اجازت از رخش مشّاطة گلشن
طلسم رنگ نتواند به روی ارغوان بندد ۸
خوش آن عزّت که پیشش چون کمر بر بستگان فیّاض
گهش بند قبا بگشایدش گاهی میان بندد ۹
اجل بیتاب میگردد که خود را بر نشان بندد ۱
به صد دل از دم شمشیر نازش آرزو دارد
اجل تعویذ زخمی را که بر بازوی جان بندد ۲
به کینم بر کمر شمشیر جرأت بست و حیرانم
که چون هرگز کسی از شعله مویی بر میان بندد! ۳
نگاه او نهانم میکشد در خون و میترسم
که ناگه تهمت خون مرا بر آسمان بندد ۴
اگر رشک زلیخایی برد ترسم که نگذارد
که بوی پیرهن در مصر بار کاروان بندد ۵
ز بس موج سرشکم گوهر ارزان کرده میترسم
فلک بازار گرم کان و دریا را دکان بندد ۶
متاع رنگ و بو دارد رواج امشب که میخواهد
چمن آیین عید جلوة آن دلستان بندد ۷
نگیرد تا اجازت از رخش مشّاطة گلشن
طلسم رنگ نتواند به روی ارغوان بندد ۸
خوش آن عزّت که پیشش چون کمر بر بستگان فیّاض
گهش بند قبا بگشایدش گاهی میان بندد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - دل مسیح ز دردم شکسته میگردد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - هر آه که درد از دل ناشاد برآرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.