هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناتوانی خود در بیان راز عشق و درک آن سخن میگوید. او از حیرت و درماندگی خود در برابر عشق مینالد و از زاهد میخواهد که توبهاش را نپذیرد، زیرا عشق ورزیدن را تنها راه ممکن میداند. شاعر خود را سادهدل و بیآلایش مانند آب و آینه توصیف میکند و تأکید میکند که نمیتواند ظاهر را حفظ کند یا از عشق دست بکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۲۹۵ - عشق ظاهر نمیتوانم کرد
عشق ظاهر نمیتوانم کرد
کشف این سرّ نمیتوانم کرد ۱
چه دهی توبهام دگر زاهد
من که آخر نمیتوانم کرد ۲
مردم از حیرت و ترا در عشق
متحیّر نمیتوانم کرد ۳
چه کنم تا تو فهم عشق کنی
سحر ساحر نمیتوانم کرد ۴
چه کنم عاشقی اگر نکنم
چون تو کافر نمیتوانم کرد ۵
ساده دلتر از آب و آینهام
حفظ ظاهر نمیتوانم کرد ۶
گر چه فیّاض دانشم هِر را
فرق از بِر نمیتوانم کرد ۷
کشف این سرّ نمیتوانم کرد ۱
چه دهی توبهام دگر زاهد
من که آخر نمیتوانم کرد ۲
مردم از حیرت و ترا در عشق
متحیّر نمیتوانم کرد ۳
چه کنم تا تو فهم عشق کنی
سحر ساحر نمیتوانم کرد ۴
چه کنم عاشقی اگر نکنم
چون تو کافر نمیتوانم کرد ۵
ساده دلتر از آب و آینهام
حفظ ظاهر نمیتوانم کرد ۶
گر چه فیّاض دانشم هِر را
فرق از بِر نمیتوانم کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - مشّاطه چو آرایش آن زلف علم کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - با یاد تو کونین فراموش توان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.