هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و فلسفی به موضوعاتی مانند عشق، رنج، آزادی و ناامیدی میپردازد. شاعر از تیرگی دل، بیقراری عاشق، و بیحاصلی برخی تلاشها سخن میگوید و با تصاویری مانند خون، قاتل، و شانهای که در زلف جاری شده، احساسات عمیق و گاه دردناک را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی، همراه با اشارات به رنج و مرگ، ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. این متن برای نوجوانان و بزرگسالانی که توانایی درک مضامین پیچیده و احساسات شدید را دارند مناسب است.
شماره ۳۰۵ - به صد افسون در آن دل یاد من منزل نمیگیرد
به صد افسون در آن دل یاد من منزل نمیگیرد
بلی آیینة خور تیرگی در دل نمیگیرد ۱
دل آسودگان از دستبرد فتنه آزادست
کسی هرگز خراج از ملک بیحاصل نمیگیرد ۲
چنان در خط و زلف او زبان شانه جاری شد
که گر صد عقده پیش آید یکی مشکل نمیگیرد ۳
به نوعی عاجزم در عاشقی از دادخواهیها
که بعد از قتل خونم دامن قاتل نمیگیرد ۴
زدم گر دست و پا در خون ز بیتابی مکن عیبم
تپیدن را کسی فیّاض بر بسمل نمیگیرد ۵
بلی آیینة خور تیرگی در دل نمیگیرد ۱
دل آسودگان از دستبرد فتنه آزادست
کسی هرگز خراج از ملک بیحاصل نمیگیرد ۲
چنان در خط و زلف او زبان شانه جاری شد
که گر صد عقده پیش آید یکی مشکل نمیگیرد ۳
به نوعی عاجزم در عاشقی از دادخواهیها
که بعد از قتل خونم دامن قاتل نمیگیرد ۴
زدم گر دست و پا در خون ز بیتابی مکن عیبم
تپیدن را کسی فیّاض بر بسمل نمیگیرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۴ - دماغم باج ذوق از نشئة سرشار میگیرد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۶ - چه شد بازم که زخمم باج از مرهم نمیگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.