هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از دوستی که به دشمنی تبدیل شده، از مهر بیثمر و از زیبایی که به رنج میانجامد، مینالد. او از دلشکستگی، تنهایی و تحول منفی احساساتش پس از جدایی میگوید. همچنین، اشارهای به تأثیر عمیق معشوق بر زندگی و محیط اطرافش دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی مانند دلشکستگی، اندوه و تحولات روحی پس از جدایی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۳۲ - به مهر آموختیم آن طفل را بیمهریش فن شد
به مهر آموختیم آن طفل را بیمهریش فن شد
طلسم دوستی تعویذ او کردیم دشمن شد ۱
ندانم جلوهاش را چیست خاصیّت ولی دانم
که هر جا سایة سر و قدش افتاد گلشن شد ۲
به عهد شعلة حسنش چنان پروانگی عام است
که مرغع سدره را شاخ گل آتش نشیمن شد ۳
نماند آرایشی بهر نشاط روز وصل از بس
گل چاک گریبان، صرف گلریزان دامن شد ۴
تنکتر شد گرم از شیشه دل، از من نبود اما
دلِ از برگ گل نازکترت دانسته آهن شد ۵
نگویم عالمی شد دشمن جانم ولی گویم
که هر جا بود سنگی در کمین شیشة من شد ۶
فروغ تازهای در کلبة تاریک میبینم
چراغ بخت من از پرتو روی که روشن شد؟ ۷
تو تا بودی، سموم وادیم باد مسیحا بود
تو چون رفتی نسیم گلستانم دود گلخن شد ۸
چنانم زندگانی میخلد بیروی او فیّاض
که گویی هر سر مو بر تن من نوک سوزن شد ۹
طلسم دوستی تعویذ او کردیم دشمن شد ۱
ندانم جلوهاش را چیست خاصیّت ولی دانم
که هر جا سایة سر و قدش افتاد گلشن شد ۲
به عهد شعلة حسنش چنان پروانگی عام است
که مرغع سدره را شاخ گل آتش نشیمن شد ۳
نماند آرایشی بهر نشاط روز وصل از بس
گل چاک گریبان، صرف گلریزان دامن شد ۴
تنکتر شد گرم از شیشه دل، از من نبود اما
دلِ از برگ گل نازکترت دانسته آهن شد ۵
نگویم عالمی شد دشمن جانم ولی گویم
که هر جا بود سنگی در کمین شیشة من شد ۶
فروغ تازهای در کلبة تاریک میبینم
چراغ بخت من از پرتو روی که روشن شد؟ ۷
تو تا بودی، سموم وادیم باد مسیحا بود
تو چون رفتی نسیم گلستانم دود گلخن شد ۸
چنانم زندگانی میخلد بیروی او فیّاض
که گویی هر سر مو بر تن من نوک سوزن شد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - دردا که غمزة دوست دشمن شکار هم شد
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - دلم شبی که خیال ترا نشیمن شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.